چمران مردی از تبار روشنفكران ديني
مصاحبه دكتر ابراهيم يزدی با روزنامه توسعه، يكشنبه
١ تيرماه ١۳۸۲، شماره ۶۱۲
دكتر مصطفی چمران از بدو جوانی مبارزات سياسی خويش را عليه رژيم
شاهنشاهی آغاز كرد و دوشادوش ساير همرزمان خويش در نهضت مقاومت ملی به نبردی
جانانه با مستبدين حاكم پرداخت.
وی كه از هوش و استعداد بسياری برخوردار بود، تمامی عمر پر بار خويش
را صرف مبارزات سياسی كرد.
مرحوم دكتر چمران پس از انقلاب اسلامی به ايران بازگشت و علیرغم آن
كه پستهای مختلفی را بر عهده داشت و چندين دانشگاه نيز در خارج از كشور از وی
برای تدريس دعوت به عمل آورده بودند، به جبهههای جنگ شتافت و نهايتا پس از دلاوریهای
فراوان به دست دژخيمان عراقی به شهادت رسيد.
به مناسبت سالگرد شهادت آن فرزانه دوران با دكتر ابراهيم يزدی يكی از
همرزمان ايشان به گفت و گو نشستهايم كه در پی میآيد.
● دكتر چمران از چه
سالی فعاليتهای سياسی خود را آغاز كرد و از چه سالی به نهضت آزادی ايران پيوست؟
■ مرحوم دكتر چمران از هنگامی كه دانشآموز دبيرستان البرز بود
فعاليتهای سياسی خود را شروع كرد. پس از كودتای 28 مرداد 1332 هنگامی كه نهضت
مقاومت ملی تشكيل شد، مرحوم چمران عضو فعال نهضت مقاومت ملی در دانشگاه بود پس از
آن به دليل اين كه ايشان شاگرد اول رشته خود در دانشكده فنی شد. به خارج از كشور
برای ادامه تحصيل اعزام شد.
در سال 1339 كه دور
تازهای از مبارزات سياسی علنی آغاز شده، مرحوم چمران در جبهه ملی و سازمانهای
دانشجويی خارج از كشور فعاليت میكرد. هنگامی كه من در سال 1339 به آمريكا رفتم با
چمران و شريعتی ارتباط پيدا كردم و با هماهنگی يكديگر در تشكيل جبهه ملی در آمريكا
مشاركت كرديم و آن هنگام مرحوم چمران عضو شورای مركزی جبهه ملی و همچنين عضو هيات
اجرايی جبهه ملی بوديم. در كنار فعاليت در جبهه ملی و من، هر دو.در سازمانهای
دانشجويی ايرانی هم فعاليت میكرديم.
به دليل همين فعاليتها
مرحوم چمران از طرف كنگره دانشجويان عضو افتخاری و دايمالعمر شورای سازمان
دانشجويان ايرانی در آمريكا انتخاب شد. هنگامی كه نهضت آزادی ايران در سال 1340
تاسيس شد،
دكتر چمران، صادق قطبزاده
و دكتر شريعتی من فعاليتهای خود را در آمريكا و اروپا در راستای اهداف نهضت آزادی
ايران آغاز كرديم.
مرحوم چمران در تمانی
فعاليتهای نهضت آزادی ايران نقشی مؤثر داشت. ايشان در سال 1344 به عنوان يكی از
اعضای اصلی سازمان اتحاد و عمل به مصر رفت. در سال 1346 بنا به دلايلی به آمريكا
بازگشت اما در سال 1348 بار ديگر به خاورميانه برگشت مسئوليت مدرسه مهندسی جبل
عامل در شهر صدر در جنوب لبنان را پذيرفت.
از آن پس در تمام فعاليتهای سياسی و نظامی لبنان در سطوح مختلف در حركت محرومين
لبنان و سازمان امل شركت و نقش اصلی را بر
عهده داشت.
● آقای دكتر يزدی
اساساً نهضت آزادی ايران در خارج از كشور در چه سالهايی شروع به فعاليت كرد، پايهگذاران
آن چه كسانی بودند و مرحوم چمران چه نقشی در نهضت داشت؟
■ نهضت آزادی ايران، خارج از كشور توسط 5 نفر از آقايان علی
شريعتی، صادق قطبزاده، مصطفی چمران، پرويز امين و خود
من پايهگذاری شد. بنا به دلايلی بين سالهای 1341 ـ 1350 ما فعاليت علنی به عنوان
نهضت آزادی در خارج از كشور به جز دوران كوتاهی نداشتيم.
آن دوران كوتاه هم
هنگامی بود كه زنده ياد دكتر محمد مصدق نامهای به شورای مركزی جبهه ملی دوم
نوشتند و نظراتی در مورد چگونگی نگرش سازماندهی جبهه ملی ارايه دادند، كه مورد
موافقت قرار نگرفت مرحوم صالح استعفا داد و دكتر مصدق طی نامهای به باقر كاظمی تشكيل
جبهه ملی سوم مركب از نمايندگان احزاب ملی را ماموريت داد. جبهه ملی سوم با پيوستن
حزب ملت ايران، حزب مردم ايران، حزب ايران، حزب نيروی سوم
و نهضت آزادی تشكيل شد.
همزمان در خارج از كشور
نيز جبهه ملی سوم تشكيل شد. اما چون من در آن زمان همراه با مرحوم چمران در مصر
بوديم هيات اجرايی نهضت آزادی ايران در اروپا و امريكا را دوستانمان آقايان فريدون
سحابی، غلامعباس توسلی و ابوالفضل بازرگان بر عهده داشتند پس از
آن كه در سال 1350 فعاليتهای سازمان مجاهدين خلق اوليه درون كشور اوج گرفت، نهضت
آزادی در خارج از كشور هم با انتشار نشريه «پيام مجاهد» فعاليتهای گسترده علنی
خود را آغاز كرد. در آن هنگام ما تشكيلات قارهای داشتيم، صادق قطبزاده در
اروپا من در آمريكا و مرحوم دكتر چمران در خاورميانه هر كدام مسئول تشكيلات
قارهای بوديم.
● جنابعالی اشاره كرديد
كه مرحوم چمران به خاورميانه رفت آيا اين موضوع تصميم شخصی ايشان بود و يا اين
تصميم به طور دستهجمعی در نهضت آزادی اتخاذ شد؟
■ اين تصميم جمعی اتخاذ شده بود، هنگامی كه انقلاب كوبا به رهبری فيدل
كاسترو و پس از آن انقلاب الجزاير به پيروزی رسيد و بن بلا از الجزاير
به آمريكا آمد و پس از آن كه قيام 15 خرداد در ايران به شدت سركوب شد، در نهضت
آزادی خارج از كشور ميان اعضای مركزی يعنی مرحوم چمران، شريعتی و پرويز
امين و من بحثهايی جدی درباره شيوه
مبارزه با استبداد شاه مطرح شد.
پرسشی كه در ميان ما
مطرح شد آن بود كه آيا در ايران با روشهای مسالمتآميز و پارلمانتاريستی میتوان
بر رژيم شاه غلبه پيدا كرد.
ما در آن زمان مطالعات
گستردهای را درباره انقلابهای كوبا، چين و ... آغاز كرديم. پس از انجام آن
مطالعات ما به اين نتيجه رسيديم كه بايد يك اردوی تعليماتی برای آموزش جنگهای
چريكی درست كنيم. در آن هنگام پرويز امين به الجزاير رفت و با
رهبران جبهه آزادی بخش الجزاير مذاكراتی انجام داد. اما اين مذاكرات در نهايت
نتيجه مطلوبی نرسيد. رهبران نظامی جبهه آزادیبخش الجزاير از درخواست ما استقبال
كرده بودند، آمادگی برای اين كار را در خود الجزاير نداشتند. اما اعلام آمادگی
كردند اگر ما بتوانيم اردوی تعليماتی در جای ديگر درست كنيم آنها آموزش بدهند. پس
از آن ما با مصریها مذاكراتی را شروع كرديم آنها استقبال كردند، و در سال 1344 به
مصر رفتيم. در حقيقت رفتن ما به مصر تصميم گروه مركزی شورای نهضت آزادی در خارج از
كشور بود.
● در مصر جنابعالی و دكتر چمران به چه اقداماتی مشغول شديد؟
■ در ابتدا به همراه مرحوم چمران در مصر آموزشهای كامل چريكی ديديم.
سپس به سازماندهی جديدی تحت نام سازمان مخصوص اتحاد و عمل پرداختيم. مرحوم چمران
مسئوليت كلاسهای آموزشی افراد داوطلب در قاهره را برعهده گرفت. افراد داوطلب
از ايران يا خارج از كشور را به شكل مخفی به قاهره و مركز آموزش اعزام میشدند.
● اهداف مرحوم چمران از مبارزات سياسی خويش چه بود و اصولا ايشان
متعلق به چه جريان فكری بود؟
■ مرحوم چمران شاگرد زنده ياد سيد محمود طالقانی در مسجد هدايت تهران
بود و با شادروان مهندس مهدی بازرگان علاوه بر شاگردانش رفاقتی ديرينه داشت. او از
تبار روشنفكران دينی و عضو فعال نهضت آزادی ايران بود.
دو وجه ملی و دينی در
تمامی فعاليتهای او به روشنی مشاهده میشد.
● مرحوم چمران در چه
زمانی به ايران بازگشت و پس از انقلاب چه مشاغلی را برعهده داشت؟
■ اندكی پيش از انقلاب هنگامی كه به اتفاق رهبر فقيد انقلاب در پاريس
بوديم، مرحوم چمران به همراه تعدادی از ياران لبنانی خود به پاريس آمد. آن زمان
هدف مرحوم چمران آن بود كه از ايتالله خمينی برای يافتن امام موسی صدر كمك بگيرد.
چند ماه پس از آن كه انقلاب اسلامی به پيروزی رسيد، مرحوم چمران از لبنان به ايران
بازگشت در آن هنگام من از سوی مهندس بازرگان سمت معاون نخستوزير در امور انقلاب
را برعهده داشتم اما پس از آن كه مسئوليت
وزارت خارجه به من واگذار شد، مهندس بازرگان مرحوم چمران را به سمت معاون نخست
وزير در امور انقلاب به سمت وزير منصوب كرد. پس از آن كه قانون اساسی جديد نهايی شد و شورای عالی دفاع ايجاد گشت، ايشان به
عنوان نماينده امام در شورای عالی دفاع منصوب گرديد. البته همچنان وزير دفاع هم
بود.
● چه شد كه مرحوم چمران
به جبهههای جنگ عزيمت كرد؟
■ هنگامی كه جنگ تحميلی آغاز شد من به همراه مرحوم چمران تصميم
گرفتيم كه برای مقابله با ارتش متجاوز، جنگهای نامنظم را در منطقه جنوبی كشور
سازماندهی كنيم. در آن هنگام من به خرمشهر كه هنوز سقوط نكرده بود رفتم و مرحوم
چمران در اهواز مستقر شد. در آن زمان به دليل فشارهايی برخی از گروههای سياسی، من
از خرمشهر برگشتم تا مرحوم چمران بتواند كار سازماندهی جنگهای نامنظم را ادامه
دهد. در آن موقع چمران ديگر نقش چندان كليدی در وزارت دفاع نداشت و تمامی وقت خويش
را صرف جنگ با متجاوزين به خاك ميهنمان كرده بود.
در انتخابات اولين دوره
مجلس شورای اسلامی در سال 1358 داوطلب شد و با رای بالايی به نمايندگی از جانب
مردم تهران برگزيده شد. اما چمران هرگز جبهههای جنگ را رها نكرد.
● آيا پس از انقلاب نيز دكتر چمران همچنان عضو نهضت آزادی ايران
بودند؟
■ بله، در كنگره سوم نهضت آزادی ايران كه در تير ماه سال 1359 برگزار
شد، مرحوم چمران حضور داشت و به عضويت شورای مركزی انتخاب شد. هنگامی كه قرار شد
روزنامه ميزان از طرف دوستان سوی نهضت آزادی ايران منتشر میشود يك سازمان
غيرانتفاعی با عنوان محك كه مخفف، ميزان، حديد و كتاب بود
به وجود آمد و كه مرحوم چمران عضو هيات امنای آن بود.
● ظاهرا هنگامی كه به
آقای عباس اميرانتظام اتهام جاسوسی زدند مرحوم چمران به شدت موضعگيری كرد و چنين
اتهامی را ناروا میدانست آيا اين موضوع صحت دارد؟
■ بله، كاملا درست است. مرحوم چمران با عباس اميرانتظام رفاقتی
ديرينه داشت. آن دو از هنگام دانشجويی به خوبی يكديگر را میشناختند و مبارزات
سياسی را با هم آغاز كردند.
مرحوم چمران به شدت با
بستن چنين اتهامی به عباس اميرانتظام ناراحت بود. البته در آن هنگام همه ما كه
اميرانتظام را میشناختيم نسبت به اين مسئله اعتراض كرديم.
● در پايان اگر خاطرات
جالبی هم از سالهای مبارزه سياسی مشترك خود با مرحوم چمران داريد، بيان كنيد؟
■ البته من خاطرات زيادی با آن مرحوم دارم. اما در حال حاضر 2 خاطره
جالب را ذكر میكنم . اولين خاطره مربوط به سالهايی است كه در ايالت «نيوجرزي»
آمريكا به همراه خانواده زندگی میكردم و مرحوم چمران، نيز پس از اتمام تحصيل در
شهری نزديك ما سكونت داشت. مرحوم چمران اصولا انساندرونگرايی بود و هر گاه از
مسئلهای ناراحت میشد به تنهايی پناه میبرد.
يك شب خانم ايشان به من
تلفن زد و گفت كه من مصطفی را ناراحت كردم و او چند ساعت است كه از منزل بيرون
رفته و هنوز بازنگشته است. من خيلی نگران شدم به همراه همسرم سريعا به منزل آنها
رفتيم و در آنجا من از خانم ايشان پرسيدم كه فكر میكنيد مصطفی الان كجا باشد؟
ايشان پس از مدتی فكر كردن به من گفت مصطفی هنگامی كه از موضوعی ناراحت میشود به
يك قبرستان مسيحی در نزديكی خانه میرود. به آن محل رفتيم و ديديم مصطفی در تاريكی
در گوشهای نشسته و به تفكر مشغول است. اين خاطره بسيار زيبايی است كه من هرگز آن
را فراموش نمیكنم.
خاطره ديگری كه از آن
مرحوم دارم مربوط به سال 1343 است. در آن زمان به همراه مرحوم چمران تصميم گرفتيم
كه به نشانه اعتراض به رژيم شاه در محلی در درون ساختمان سازمان ملل كه «معبد» رود
بست بنشينيم. با پلاكارتهايی كه در دست داشتيم به معبد رفتيم و بست نشستيم پس از
گذشت چند دقيقه مامورين آمدند و و از ما خواستند كه آن محل را ترك كنيم. به
مامورين جواب داديم كه در اعتراض به عملكرد شاه بست نشستهايم و خواهان ديدار
دبيركل سازمان ملل هستيم. مامورين رفتند و بعد از مدتی آمدند و گفتند كه دبيركل
فعلا در سازمان ملل حضور ندارند و شما بايد هر چه زودتر اينجا را ترك كنيد و گرنه
ما شما را با زور میبريم و چون ما از رفتن امتناع كرديم آنها دست و پای ما را
گرفتند و به زور ما را به بيرون از ساختمان بردند.
قبل از اين كه به معبد
سازمان ملل برويم برخی از دوستان همفكرمان در بيرون از ساختمان، خبرنگاران رسانههای
آمريكا را خبر كرده بودند. هنگام بردن افراد به بيرون از ساختمان خبرنگاران حضور
داشتند و از اين صحنه فيلمبرداری كردند. نكته جالبی كه موجب شده شب هنگام اكثر
تلويزيونهای آمريكا به پخش صحنه پايين آوردن ما از پلههای سازمان ملل بپردازند،
آن بود كه هنگام پايين آوردن مصطفی، سر هم ايشان كه مو نداشت به پلهها میخورد و
صحنه جالبی ايجاد شده بود.
اين يكی از خاطرات به
يادماندنی من از سالهای مبارزه سياسی با مرحوم چمران است.
● آقای دكتر يزدی از
وقتی كه در اختيار روزنامه توسعه قرار داديد، بینهايت سپاسگزارم.