|
آيا وقت آن نرسيدهاست كه نظام حاكم واقعبين باشد؟ بسمهتعالي اعلاميهها، سخنرانيها، تظاهرات، تجمعها، فريادها و بالاخره قربانيهاي فراواني كه از يكسالونيم پيش به اين طرف در ايران رخ داده است و از چهار گوشه دنيا ناظر و ناقل آن شدهاند، لااقل دو حقيقت يا دو واقعيت را نشان ميدهد: 1- اكثريت قاطع ملت ايران شاه و رژيم او را نميخواهد و خواستار حكومت اسلامي است. 2- اكثريت قاطع ملت ايران آيهالله العظمي خميني را به رهبري خود برگزيدهاست. دو واقعيت فوق نه تنها با زبان و قلم بيان شده بلكه با خونهاي بيدريغ فراوان، در پايتخت و سراسر كشور امضا شده است. از طرف ديگر، آيهالله العظمي خميني مكرر تصريح كردهاند كه شاه بايد برود، دودمان پهلوي برود، نظام سلطنتي نيز برود. دستگاهي كه مقابل ملت و روحانيت ايستاده است، متشبث به انواع تدابير و دسايس گرديده با كشتارهاي وحشتناك و آشوبهاي مصنوعي، فعاليت و زندگي جامعه را مختل ساخته است، معذلك مردم دست از حماسههاي خود برنميدارند و روزبهروز مصمممتر و فداكارتر ميگردند. امر مسلم و واقعيت غير قابل انكار اين است كه اكثريت ملت از خواستههاي رهبري روحانيت يك بند انگشت عقب نمينشينند. آيا وقت آن نرسيده است كه غيراز ملت، طرفهاي ذينفع و مربوط واقعيتهاي فوق را بپذيرند و برنامه عمل خود را با آن تطبيق دهند؟: 1- شاه كه مدعي بودند سلطنت موهبتي است الهي كه از طرف مردم به ايشان واگذار شده، اينك كه ملت با رساترين بيان و به شهادت تمام مردم داخل و خارج، واگذاري موهبت ادعائي فوق را پس گرفته و اصل سلطنت ايشان را نفي ميكند آيا نبايد اگر براي نجات و سعادت وطن هم نباشد براي سلامت و نجات خودشان كنار بروند؟ 2- دولتهاي خارجي، بويژه دولتهائي كه به داعيه ثبات و امنيت خيالي ايران، در تحت رژيم شاه از او حمايت ميكنند، لازم است كه عمق اين واقعيات و منافي بودن بقاي شاه را با ثبات و نظم و بقاي مملكت درك كرده نسبت به آنچه داخل ايران ميگذرد، واقعبين و عاقبتانديش بوده و به مقاصد مشروع خود بينديشند و از اين پس تنها به شورا يا هيأتي كه مورد اعتماد ملت ايران و رهبري روحاني و سياسي آن باشد مراجعه نموده، خودرا با آن تطبيق دهند. 3- بعضي از افسران مقرب، سرسپردگان وابسته و كسانيكه احياناً از روي عقيده و وطندوستي به حمايت از نظام حاكم ميپردازند، واقعبيني به خرج داده قبول نمايند كه دستزدن به هر عمل تخريب و غارت و كشتار بينتيجه خواهد بود و مردم را منزجرتر و مصممتر خواهد كرد. ان موعدهم الصبح اليس الصبح بقريب؟ نهضت آزادي ايران 14/ آبان/1357
|