بزرگداشت بيستمين سالگرد نهضت آزادي ايران

بيست سال از تأسيس نهضت آزادي ايران مي‌گذرد.

بيست سال مبارزه بر عليه استبداد شاهنشاهي و استيلاي خارجي.

بيست سال تلاش براي بازسازي فرهنگ اجتماعي بر مبناي تعاليم اسلام.

بيست سال فعاليت براي تربيت مبارزين و مجاهدين، پويندگان صادق و صميمي راه اسلام.

بيست سال كوشش . . .

. . . و در طول اين مدت، در پافشاري براي رسيدن به اهدافمان، توطئه‌هاي دشمن مستبد مزدور و حيله‌هاي خناسان مزور، عقده‌هاي ديرين حسودان و تيرهاي سهمناك قاسطين و ناكثين و مارقين را به جان خريده و به ميثاقمان با خدا و خلق وفادار مانده‌ايم.

. . . اينك در آستانه بيستمين سالگرد نهضت آزادي ايران فرازهايي از مبارزات و فعاليت‌هاي بيست ساله نهضت در مجموعه حاضر تقديم مي‌گردد.

 

دعوت به شركت در مراسم بيستمين سالگرد تأسيس

بزرگداشت بيستمين سالگرد نهضت آزادي ايران بر تربت آيت‌الله طالقاني

دعوت نهضت آزادي ايران از مردم براي شركت در گردهمايي

 بهشت زهرا به مناسبت بيستمين ساگرد تأسيس نهضت آزادي ايران

هموطن

  «اقتضاي اطاعت از «خدا» مبارزه با بندگي غير او و شرط سپاس ايزدي، تحصيل آزادي براي به كار بستن آن در طريق «حق» و «عدالت» و «خدمت» است. ما بايد منزلت و مسؤوليت خود را در جهان خلقت بشناسيم تا به رستگاري و پيروزي نائل شويم».

  «مردم نگران امنيت هستند. خسته از استبداد و اختناق، رنجور از سختي معيشت و شرمسار از ننگ و دزدي و خيانت هيأت حاكمه‌اي كه متأسفانه نام ايران و ايراني را آلوده ساخته است. خواهان سرنوشت بهتر، رهايي از ننگ و نكبت، و استقرار يك حكومت ملي سازنده ايراني پاك و آباد و آزاد است».

  «امر مسلم اين است كه:

  ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم

  به اقتضاي شرايط حاضر، در اين پيچ مهم تاريخ ايران، با استعانت از پروردگار جهان، با اميد به مردانگي و همكاري هموطنان، تأسيس نهضت آزادي ايران اعلام مي‌گردد».

منتخباتي از بيانيه تأسيس نهضت آزادي ايران

٢٥ ارديبهشت ١٣٤٠

هموطنان عزيز:

  بيست سال از تأسيس نهضت آزادي ايران مي‌گذرد.

  بيست سال مبارزه بر عليه استبداد شاهنشاهي و استيلاي خارجي. بيست سال تلاش براي بازسازي فرهنگ اجتماعي بر مبناي تعاليم اسلام.

  بيست سال فعاليت براي تربيت مبارزين و مجاهدين، پويندگان صادق و صميمي راه اسلام.

  بيست سال كوشش ...

  ...و در طول اين مدت، در پافشاري براي رسيدن به اهدافمان، توطئه‌هاي دشمن مستبد مزدور، حيله‌هاي خناسان مزور، عقده‌هاي ديرين حسودان و تيرهاي سهمناك قاسطين و ناكثين و مارقين را به جان خريده و به ميثاقمان با خدا و خلق وفادار مانده‌ايم.

  ... اينك، به مناسبت بيستمين سالگرد تأسيس نهضت آزادي ايران در بهشت زهرا، بر مزار شهداي انقلابمان، و در كنار آرامگاه مجاهد نستوه آيت‌الله طالقاني از بنيانگزاران نهضت آزادي و با ياد ساير عزيزان از دست رفته‌مان دكتر شريعتي و رحيم عطايي و همه شهداي انقلاب، گرد هم مي‌آييم تا با شما مردم مسلمان ايران تجديد ميثاق كنيم. در اين اجتماع آقايان مهندس بازرگان و دكتر رضا صدر و مهندس محمد توسلي در مورد سوابق نهضت و مسايل كنوني و آينده انقلاب سخن خواهند گفت:

زمان: پنجشنبه ٢٤ ارديبهشت ١٣٦٠ـ ساعت ٣ بعد از ظهر

مكان: بهشت زهرا

نهضت آزادي ايران‌‌ ‌

١٨ فروردين ١٣٦٠‌‌ ‌ ‌‌

 

  ضمناً مخبرين داخلي و خارجي براي اخذ كارت مخصوص خبرنگاران مي‌توانند با در دست داشتن كارت خبرنگاري مجاز و برگ معرفي نامه از مؤسسه مربوطه و دو قطعه عكس روزهاي دوشنبه، وسه‌شنبه و چهارشنبه هفته جاري از ساعت ١٦ تا ١٩ به طبقه همكف ساختمان شماره ٢٣٤ ، خيابان استاد مطهري مراجعه فرمايند.

 

 

 

 

جمعي از بنيانگزاران و اعضاي نهضت آزادي ايران

بر مزار آيت‌ا... طالقاني

  گروهي از بنيانگزاران و اعضاي نهضت آزادي ايران، به مناسبت بيستمين سالگرد تأسيس نهضت آزادي ايران، براي اداي احترام به شهداي انقلاب اسلامي و مرحوم آيت‌الله طالقاني، به بهشت زهرا رفتند.

  به دنبال لغو دعوت نهضت آزادي ايران از مردم براي برگزاري مراسم بيستمين سالگرد تأسيس نهضت آزادي، كه قرار بود در بهشت زهرا و بر تربت آيت‌الله طالقاني بر پا شود، و نهضت آزادي ايران اين دعوت را با در نظر گرفتن شرايط كنوني انقلاب و احتمال سوء استفاده و ايجاد تشنج از طرف پاره‌اي افراد، منتفي اعلام كرد، جمعه صبح گروهي از بانوان و آقايان اعضا و جمعي از بنيانگزاران نهضت آزادي ايران، منجمله مهندس مهدي بازرگان، احمد صدر حاج سيد جوادي، دكتر رضا صدر، دكتر ابراهيم يزدي، مهندس محمد توسلي، مهندس هاشم صباغيان و عده ديگري از اعضاي نهضت آزادي ايران به طور خصوصي در بهشت زهرا حضور يافتند. بنيانگزاران و اعضاي نهضت آزادي نخست براي تجليل از شهداي انقلاب اسلامي به قطعات ٢٤ و ١٧ بهشت زهرا رفتند و بر مزار شهداي قبل و بعد از پيروزي انقلاب فاتحه خواندند و آنگاه بر مزار شادروان آيت‌الله طالقاني، كه از بنيانگزاران نهضت آزادي ايران بود حاضر شدند و با خواندن فاتحه و نثار تاج گل نسبت به مرحوم طالقاني اداي احترام كردند.

 

 

 

 

بيانيه حضرت آيت‌الله طالقاني

به مناسبت تشكيل نهضت آزادي ايران

به ياري خداوند قهار و توانا

برادران و هموطنان عزيز:

  شما به چشم خويشتن وضع نكبت بار اين سرزمين تاريخي و اين كشور اسلامي را مي‌نگريد. مي‌بينيد كه در اثر سلطه غارتگران چگونه فقر اخلاقي و مادي گريبانگير اكثر مردم گشته و بدبيني و بدانديشي و پراكندگي چگونه بر سراسر اين مملكت سايه گسترده است ... كساني كه براي شنيدن هر نداي حقي (كر) و براي ديدن پرتو حقيقي (كور) هستند نه به خود رحم مي‌كنند نه به مردم. تا جايي كه مملكت را در معرض طوفان حوادث و بر لب پرتگاه مخوفي قرار داده‌اند.

  چاره چيست؟ چگونه مي‌توان تا سقوط قطعي حيات معنوي و مادي كشور سكوت اختيار كرده و يا فقط به بهانه لااباليگري و سر باز زدن از هر مسؤوليتي در انتظار فرج غيبي نشست؟ بايد مرداني كه محيط، آلوده و زبونشان نساخته و غيرت و احساس مسؤوليت در آنان نمرده دور هم گرد آيند و راه صحيح و اصيل مبارزه بر عليه فساد و مفسدين جامعه ايراني را مشخص نمايند. با متانت و مآل‌انديشي، با خلوص قلب و نيت براي رضاي خدا و مردم قدم‌هاي قطعي و محكم‌تري بردارند تا راه آزادي و آزادمنشي را براي ملت ايران بگشايند. بحمدالله جمعي كه طي سال‌هاي سخت، ثبات قدم و پاكي خود را ابراز داشته در برابر تهديد و محروميت و زجر و زندان خود را نباخته در تعقيب هدف‌هاي ملي براي نجات مملكت كوشيده‌اند، در اين هنگام خطير به تشكيل (نهضت آزادي ايران) قيام و اقدام نموده‌اند. اينجانب اگر از كوتاهي در انجام وظيفه خود نزد خدا و اولياء اسلام و نياكان بزرگوارم شرمسارم ولي پيوسته در صف مبارزه با فساد و مفسدين باقي مانده و به اين سبب دعوت همكاري با بنيان‌گزاران نهضت آزادي را پذيرفتم. چند روز قبل كه براي تحكيم عزم و اطمينان روحي از خداوند متعال به وسيله قرآن كريمش كسب تكليف و تفأل كردم آيه ٩٣ و ٩٤ از سوره النساء در برابر چشمانم ظاهر گشت به اين مضمون: «يا ايها‌الذين آمنوا اذا ضربتم في سبيل‌الله فتبينوا و لاتقولوا لمن القي اليكم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحيوه الدنيا فعندالله مغانم كثيره كذلك كنتم من قبل فمن الله عليكم فتبينوا ان الله كان بما تعملون خبيرا. لا يستوي القاعدون من‌المؤمنين غير اولي الضرر و المجاهدون في سبيل‌الله باموالهم و انفسهم فضل الله المجاهدين علي القاعدين درجه و كلاً وعدالله الحسني و فصل الله المجاهدين علي القائدين اجراً عظيما». «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد وقتي در راه خدا قدم برمي‌داريد چشم بگشاييد دوست و دشمن را نيك بشناسيد راه و چاه را از هم تشخيص دهيد ... كساني كه بدون عذر ساكت نشسته‌اند با كساني كه از مال و جان دريغ نداشته در راه حق و حقيقت مجاهده مي‌نمايند يكسان نيستند. خداوند با درجه ممتازي مجاهدين به مال و جان را بر عزلت گزيدگان برتري و بزرگي داده وعده پاداش داده است». مسلماً افراد آلوده سست عنصر و بد سابقه را در اين جمعيت راهي نيست ولي از هموطنان مؤمن و غيور خواستارم مراقبت نمايند دست‌هاي ناپاك و دو دل در آن رخنه ننمايند و هر تصميمي با مشورت انجام پذيرد و احدي را حق تحميل نظر شخصي (كه نتيجه آن بي‌نظمي و بروز اشكال در نيل به منظورهاي پاك ملي خواهد بود) نباشد. خداوند متعال به چنين جمع كه در طريق خدمت مردم و تحقق آمال ملت مي‌كوشند وعده رستگاري فرموده است. اميدوارم برادران ديني و هموطنان عزيز با آمادگي و خلوص نيت به وظايف خطير خود در اين مرحله از تاريخ ايران در كمال اميد و همت عمل نمايند.

سيد محمود طالقاني

 

 

 

 

به يـاد طالقاني، عطايي، شريعتي

از مؤسسين نهضت آزادي ايران

  در ميان همان شب ديجور طغيان كه استعدادها خفته و پوشيده مي‌شود دل‌هايي مي‌تپد و ناله‌هايي از رنج و آرزو و اميد و حرمان بلند است . . . از ناله‌هاي نهاني و آهسته، فرياد و آتش برآيد و از قطرات خوني كه در راه خير و حق ريخته شده نهرهاي حيات جاري شود و از اشك‌هايي كه بر دامن زمين ريخته، شكوفه‌هاي زندگي بر دمد، چنانكه از درون ظلمت، فجر رخ مي‌نمايد و در پي سوز زمستان نسيم بهار مي‌وزد و پس از خفتگي و پژمردگي بوته‌ها و سبزه‌ها شكوفان مي‌شود.

آيت الله طالقاني ـ تفسير سوره فجر

 

 

 

 

به ياد معلم انقلاب پدر طالقاني

(١٢٨٢ـ ١٣٥٨)

  طالقاني مبارز نستوه با ياران شجاع و پرتوان خود نهضت آزادي ايران را بنيان گذاشتند و اينك در بيستمين سال نهضت ياد آن رادمرد بزرگ را گرامي مي‌داريم و ضمن فهرستي از مبارزات بي‌امان او عين نامه مهندس بازرگان را به علما و مراجع عظام درباره محكوميت مجدد ايشان از نظر مي‌گذرانيم كه يادآور زندگي پررنج و فشار آن مجاهد كبير باشد كه در تمام عمر خود دمي از مبارزه با استبداد پهلوي و استعمار شرق و غرب نياسوده و براي ايران و ايراني افتخار آفريد، اينك شرح مختصري از مجاهدات اين مجاهد راستين:

  سال ١٣١٨ ـ مبارزه با ديكتاتوري رضاخان و گرفتاري و زندان به اتهام توهين به مقامات عاليه.

  شهريور ١٣٢٠ به بعد ـ شروع به تفسير قرآن و آموزش جوانان و شيفتگان حقيقت در داخل و خارج زندان.

  سال ١٣٢٧ تا ١٣٣٢ـ شركت در مبارزات ملت ايران عليه استعمار انگليس در كنار دكتر محمد مصدق رهبر برگزيده ملت.

  سال ١٣٣٢ـ تأسيس «نهضت مقاومت ملي» همراه با ساير مبارزين راستين و دستگيري و زندان به خاطر ارتباط با فداييان اسلام.

  سال ١٣٤٠ـ تأسيس «نهضت آزادي ايران» به اتفاق برخي از ياران نهضت از جمله آقايان مهندس بازرگان و دكتر سحابي با ايدئولوژي اسلامي و هدف مبارزه مستقيم عليه استبداد و مظهر مزدور استعمار آن.

  سال ١٣٤١ـ (اول بهمن قبل از رفراندوم كذايي) دستگيري و زندان همراه ساير سران نهضت آزادي و جبهه ملي و دانشجويان.

  سال ١٣٤٢ تا ١٣٤٣ـ محكوميت ١٠ ساله در بيدادگاه شاه.

  سال ١٣٥٠ـ (در پايان جشن‌هاي ٢٥٠٠ ساله ديكتاتوري) تبعيد به مدت ٣ سال در زابل كه بعداً‌ به ١٨ ماه در بافت كرمان تبديل شد.

  سال ١٣٥٤ـ به اتهام اقدام عليه امنيت كشور و حمايت از سازمان مجاهدين خلق دستگير و پس از ٢ سال تحمل انواع ناراحتي‌ها و شكنجه‌ها به ١٠ سال زندان محكوم شد.

  سال ١٣٥٧ـ آزادي از زندان بر اثر مبارزات پيگير ملت ايران و فشار افكار عمومي جهان.

  ١٣٥٧ـ عضو و رييس شوراي انقلاب اسلامي تا شهريور ١٣٥٨.

  ١٣٥٨ـ سفر به كردستان براي حل مسالمت‌آميز تصفيه كردستان.

  ـ انتخاب از طرف مردم تهران براي مجلس خبرگان.

  ـ برگزاري نماز وحدت‌آفرين جمعه در دانشگاه تهران با شركت ميليون‌ها نفر از مردم.

  ـ ١٩ شهريور ١٣٥٨ـ اجابت دعوت حق ـ شتاب به سوي لقاء الله.

 

 

 

 

يادي از رحيم عطايي

تولد  ٢٨/١٢/١٢٩٨

درگذشت ٩/٥/٥٦١٣

  رحيم عطايي يكي از دلاور مرداني بود كه نقش عمده و تعيين كننده‌اي در يكي از سرفصل‌هاي تاريخي جنبش ملي ما داشت و در سال‌هاي خونين و خفقان بعد از كودتاي ننگين و خائنانه ٢٨ مرداد ١٣٣٢ در شرايطي كه كليه مبارزين و احزاب چپ و راست سركوب و خاموش شده بودند شجاعانه با مبارزين راستين ديگري جمعيت زيرزميني «نهضت مقاومت ملي» را بنيان گذاشت و به عنوان حلقه‌اي در زنجيره مبارزة حركت را استمرار بخشيد و در اين راه تحمل اسارت و محروميت نمود و با ايمان و عمل خود پرچم استقلال را سرسختانه برافراشته نگه داشت.

  نهضت مقاومت ملي در سال ١٣٣٩ با ادغام در نهضت آزادي ايران رسالت خود را به شكل تازه‌اي آغاز كرد و بار امانت را با همكاري پيشگامان ديگر به دوش كشيد.

  رحيم عطايي در نهضت آزادي ايران نيز به عنوان مسئول كادر سياسي، دانش سياسي و بينش دقيق از مسايل سياسي روز را به جوانان تعليم مي‌داد و شاگردان بسياري تربيت كرد. از جمله شاگردان صادق او شهداي بزرگ قرن ما چون محمد حنيف نژادها، سعيد محسن‌ها و بديع‌زادگان‌ها و ناصر صادق‌ها بودند كه بينش سياسي و راه تحليل درست وقايع را از او آموخته بودند و همان‌ها بودند كه بار امانت را از امثال عطايي‌ها تحويل گرفتند و به منزلگاه رفيعي رساندند.

  بعد از كودتاي ننگين ٢٨ مرداد ١٣٣٢، رحيم عطايي به نهضت مقاومت ملي كه در شهريور همان سال به دست رادمران مجاهدي چون علامه طالقاني، مهندس بازرگان، دكتر سحابي، مرحوم نخشب و ... بوجود آمده بود پيوست و به زودي به عضويت شوراي مركزي و كميته اجرايي آن درآمد و مسؤول كميته سياسي نهضت شد. رحيم در اين دوران در تعليم سياسي بسياري از كادرهاي جوان نهضت نقش عمده را داشته است.

  پس از ٢٨ مرداد، رحيم عطايي به جرم پشتيباني از دكتر مصدق و فعاليت‌هاي ميهني‌ از سمت اداري‌ معزول و منتظر خدمت مي‌گردد.

  رحيم عطايي در سال ١٣٣٦، در زماني كه نهضت مقاومت ملي مورد يورش و حمله دشمن قرار گرفت، همراه با مهندس بازرگان، سحابي، طالقاني، زنجاني، شيباني، عزت سحابي، شريعتي (محمد تقي) و شهيد جاويد علي شريعتي و جمع كثير ديگري به زندان افتاد. مدت اسارت رحيم در اين دوره ٨ ماه بود.

  در جريان سال‌هاي ٣٩ و ٤٠ رحيم عطايي، همراه با ساير همرزمانش به «تأسيس جبهه ملي دوم» همت مي‌گمارد. به طوري كه بالاخره جبهه ملي در ٣٠ تير ماه ١٣٣٩ موجوديت خود را اعلام مي‌كند. اما عناصر ضعيف كج سليقه و برخي هم بيمارگونه و برخي هم مشكوك و وابسته به محافل و مقاماتي كه رشد و قدرت جبهه ملي به نفع آنان نبود، دست به دست هم داده و مانع شدند كه جبهه ملي بتواند رسالت و نقش تاريخي خود را بازي كند. به طوري كه در شهريور ١٣٣٩ جمعي از كادرهاي نهضت مقاومت ملي، به دور هم گرد آمدند و بعد از تحليل و بررسي اوضاع و احوال آن زمان نظريات خود را به صورت نامه سرگشاده‌اي براي «شوراي جبهه ملي ايران» فرستادند. اين نامه كه بسيار مفصل مي‌باشد تحليل روشن و عيني از شرايط آن زمان داده است و نيازهاي مشخصي را بيان مي‌كند و سپس راه حل‌هاي مناسب ارايه مي‌دهد. اين نامه به امضاي سه نفر منجمله رحيم عطايي براي شوراي جبهه فرستاده مي‌شود. ابتكار تهيه اين نامه و تحليل مطالب عمدتاً از رحيم عطايي بوده است. انتشار اين نامه هر قدر موجب ناراحتي برخي از عناصر عضو شوراي جبهه مي‌گردد، با استقبال بسيار خوب جوانان مبارز در همه جا روبرو مي‌شود.

  در ارديبهشت ١٣٤٠ رحيم عطايي همراه با ساير فعالين و رهبران نهضت مقاومت ملي، تأسيس و موجوديت نهضت آزادي ايران را اعلام مي‌نمايد. در وقايع قبل از ١٥ خرداد ٤٢، رحيم عطايي را نظير ساير فعالين و سران نهضت دستگير مي‌سازند، اما در زندان ناراحتي قلبي رحيم كه مدت‌ها او را زجر مي‌داده است شدت پيدا مي‌كند به طوري كه در تمامي مدت زندان وي در بيمارستان بستري بوده است. و بالاخره به خاطر بيماري و كسالت قلبي‌اش او را آزاد مي‌سازند. پس از قيام تاريخي ١٢ محرم، ١٥ خرداد، و قتل عام هزاران مردم بي‌گناه و بي‌سلاح ما، ناراحتي‌هاي قلبي رحيم شدت مي‌يابد و معالجات مكرر سودي نمي‌دهد به طوري كه بالاخره در سال ١٣٥٠، حمله قلبي شديدي به وي دست مي‌دهد. و به دستور پزشكان از شركت در فعاليت‌هاي هيجان‌آور سياسي محروم مي‌گردد و به تدريج دچار ضعف و تحليل قواي بدني شده با اين حال تا آنجا كه مي‌توانست وظيفه خود را انجام مي‌داد. معالجات مكرر در داخل ايران و خارج سودي نبخشيد بالاخره پس از يك عمل جراحي در راه بازگشت به ايران در شهر كانزاس سيتي ـ ايالت كانزاس به رحمت ايزدي پيوست.

  از رحيم عطايي آثار زيادي چه در كادر «نهضت مقاومت ملي» و چه در كادر «نهضت آزادي ايران» منتشر گرديده است. و همچنين آثار منتشر نشده‌اي از آن مرحوم در دست است كه نماينده بينش سياسي و جهان‌بيني او مي‌باشد.

  

 

 

 

يادي از معلم شهيد دكتر شريعتي

آذر ١٣١٢

خرداد ١٣٥٦

  در دوم آذر ماه ١٣١٢ در دهكده مزينان، از توابع سبزوار در كنار كوير بدنيا آمد. اولين معلمش پدرش محمد تقي شريعتي بود، وي از بنيانگزاران جنبش نوين اسلامي است كه در مكتب تربيتي عملي خود صدها «دانشجو» و دهها مجاهد تربيت كرده است. او از علماي خراسان و اولين مربي علي بود. شريعتي خود در اين باره مي‌گويد:

«پدرم، نخستين سازنده ابعاد نخستين روحم، كسي كه براي اولين بار، هم فكر كردن را به من آموخت و هم فن انسان بودن را، طعم آزادي، شرف، پاكدامني، مناعت، عفت روح و استواري و ايمان و استقلال دل را، بي‌درنگ، پس از اينكه مادر از شيرم گرفت، به كامم ريخت. نخستين بار مرا با كتابهايش رفيق كرد. من از كودكي و از سال‌هاي نخستين دبستان با رفقاي پدرم، كتاب‌هايش آشنا شدم و مأنوس. من در كتابخانه او كه همه زندگي و خانواده اوست بزرگ شدم و پروردم». (كوير ـ صفحه ٨٨)

  شريعتي در محيط فقر، و در تماس با ستمديدگان و استثمارشدگان، و در شرايط سخت زندگي بزرگ شد، و زجر و ستم نظام فاسد را لمس مي‌كرد، و در دردها و غم‌ها و حرمان‌هاي فلك زده‌ها و محرومين غوطه مي‌خورد، و تا اعماق استخوان‌هايش از ظلم و ستم مي‌سوخت، و از صاحبان زر و زور نفرت داشت.

  در دبيرستان بود كه با جنبش نوين اسلامي از طريق «كانون نشر حقايق اسلامي» كه مؤسس آن استاد محمدتقي شريعتي بود، آشنا شد و به زودي جزو فعالين و بلكه فعال‌ترين اعضاي آن درآمد. فعاليت وي در كانون، او را با جوانان و دانشجويان زيادي، كه خود جزو آنان بود آشنا ساخت و از همان زمان نوشتن مقالات علمي و فلسفي را آغاز كرد. از طريق فعاليت در كانون با افكار نهضت خداپرستان سوسياليست آشنا شد و سخت بدان‌ها گرايش پيدا كرد.

  همين گروه بود كه بعدها با مهندس بازرگان و يارانش در سال‌هاي قبل از ٢٨ مرداد تماس گرفتند (سال‌١٣٣١) و طرح تأسيس يك حزب بزرگ علني اسلامي را پيشنهاد دادند.

  دوران دانشكده علي مصادف با اوج مبارزات ميهني ملت ايران به رهبري دكتر مصدق بود. دكتر مصدق مظهر مبارزه و مقاومت يك ملت محروم و زجرديده در مقابل همه استعمارگران و استثمارگران عالم بود.

  صرف‌نظر از همه اين مشكلات در فرانسه علي ميدان‌هاي جديدي از فعاليت يافته بود. روح آزادي انديشة آزاد او كه حركت را عين بقاء و مبارزه و جهاد را عين حيات مي‌دانست، سخت به كار و فعاليت مشغول شده بود. او كه تعهد اسلامي‌اش را تنها در چارچوب مبارزات اسلامي در ايران نمي‌ديده و روح جهاني و مكتب عالي اسلام را عميقاً درك كرده بود، به زودي خود را با مردم الجزاير و جبهه آزاديبخش آن در رابطه يافت. اين رابطه به صورت همكاري وي با جبهه آزاديبخش در سطح «المجاهد» ارگان جبهه بود. شريعتي قلم و استعداد خود را در خدمت رهايي مردم الجزاير از استعمار فرانسه قرار داد. به زودي وي با نويسندگان و متفكريني چون فرانس فانون و عمار اوزيغان، در جنبش الجزاير آشنا شد و با فانون دوستي تازه پيدا كرد.

  همكاري شريعتي با جبهه آزاديبخش، سر و كارش را به پليس فرانسه كشاند و بالاخره يك بار شريعتي، وقتي سر قرار و ميعاد (در پاريس) كه لو رفته بود، حاضر مي‌شود، مورد حمله شديد و كشنده اوباش و اراذل وابسته به پليس فرانسه قرار مي‌گيرد و به علت ضربات وارده بلافاصله بيهوش مي‌شود و وقتي چشم باز مي‌كند خود را با دست و پاهاي شكسته در بيمارستان مي‌يابد. شريعتي سه هفته در بيمارستان بود تا بهبودي نسبي يافته و مرخص مي‌شود.

  شريعتي در طي اقامت‌اش در فرانسه، با نويسندگان بزرگي همچون پروفسور لويي ماسينيون (استادش)، شوارتز، سارتر، هانري لوموز، كوكتو آشنا مي‌شود و فلسفه غربي و علم جامعه‌شناسي مي‌آموزد، و از بهترين شاگردان آن‌ها به شمار مي‌آيد و در تحقيقات علمي بعضي از آن‌ها شركت مي‌كند و از نظر علمي و تحقيقي بين دانشجويان و استادان شهرتي كسب مي‌كند. او با جامعه‌شناس معروف، گورويچ كه افكار پيچيده‌اش همه را به فغان درآورده بود آشنايي دقيق و كامل داشت و همه او را گورويچ شناس مي‌ناميدند، و از مريدان و خواص گورويچ و شيفتگان فكري او به حساب مي‌آوردند، و براي رفع مشكلات درسي خود در درس اين استاد،‌ به علي شريعتي مراجعه مي‌كردند.

 

 

 

 

مصاحبـه با سخنگـوي نهضـت آزادي ايـران

نهضت آزادي ايران و دولت موقت

   س ـ آيا دولت موقت يك دولت نهضتي بود؟ و اصولاً‌ نقش نهضت آزادي ايران در دولت موقت چه بوده است؟

  ج ـ نهضت آزادي ايران، به عنوان يك سازمان نقشي در دولت موقت نداشته است و دولت موقت يك دولت نهضتي نبوده است.

   س ـ ولي مي‌گويند كه اكثريت اعضاي دولت موقت عضو نهضت آزادي ايران بوده‌اند؟

  ج ـ‌ خير چنين نيست. اين كه عده‌اي از اعضاي دولت موقت عضو نهضت آزادي بوده‌اند درست است. اما آن‌ها در اقليت بوده‌اند نه اكثريت. به علاوه آن‌ها به صفت عضو نهضت در دولت شركت نداشتند و در تمامي مدتي كه در دولت به انجام وظايف مشغول بودند، هيچگونه فعاليت گروهي و نهضتي نداشتند و در برابر نهضت آزادي تعهدي تشكيلاتي هم نداشتند.

  اصولاً شما بايد بدانيد وقتي امام نخست‌وزيري دولت موقت را به آقاي مهندس بازرگان پيشنهاد و تكليف كردند و ايشان هم آن را پذيرفتند، چند شرط قائل شدند. شرط اول اين بود كه دولت صبغه گروهي و حزبي نداشته باشد. يعني وزرا تنها از نهضت آزادي نباشند. بلكه از همه گروه‌ها و دستجات موجه ملي و اسلامي باشند. توصيه امام، به عبارت ديگر، يك دولت ائتلافي بود نه يك دولت يك دست و نهضتي. شرط دوم آن بود كه كساني كه به عضويت در دولت (و شوراي انقلاب) دعوت مي‌شوند در مدت اشتغال به آن سمت‌ها، حق فعاليت حزبي و گروهي را ندارند. اعضاي نهضت اين شرط را پذيرفتند و شايد تنها گروهي بودند كه در مدت اشتغال به كار در دولت موقت هيچگونه فعاليت حزبي نداشتند و ننمودند. بنابراين نه دولت موقت دولتي نهضتي بود و نه اعضاي نهضت شاغل در دولت موقت د‌ر آن دوره مسؤوليت حزبي داشتند و اصولاً شدت كار و گرفتاري‌ها در آن زمان آنقدر بود كه ديگر وقت و فرصتي براي كارهاي حزبي و گروهي براي كسي باقي نمي‌گذاشت.

   س ـ شما گفتيد كه در دولت موقت اعضاي نهضت آزادي حتي اكثريت را هم نداشتند. اما گفته شده است كه: «نهضتي‌ها انحصارطلب هستند. حرف‌هاي امروزشان با مواضع ديروزشان خيلي فرق دارد و دروغ مي‌گويند!» به نهضتي‌ها ايراد گرفته‌اند كه: «دولت موقت از اعضاء نهضت آزادي بچه كوچك‌هاي غيرمكلف خود را سر كار مي‌گذاشتند؟» و يا اين كه: « نهضت آزادي‌ها هر چه استاندار و وكيل و وزير داشتند از خود مي‌گماردند».

  ج ـ ما نهضتي‌ها قرار نداريم به اين گونه حرف‌ها و دروغ‌ها جواب بدهيم و جز اظهار تأسف در مورد گويندگان آن چيزي بروز نمي‌دهيم. مردم بايد قضاوت كنند كه چه كساني دائم موضع عوض مي‌كرده‌اند. قبل از انقلاب چه مي‌گفتند حالا چه مي‌كنند؟ نهضتي‌ها معروفند به صداقت. بهتر است از گويندگان اين كلمات خواست كه نهضت آزادي كدام بچه غيرمكلف را سر كار گذاشته بود! مشخصات آن را بدهند با هو و جنجال كه نمي‌شود مردم را فريب داد! به جاي اين نوع شعارهاي عاميانه بهتر است اسامي وزرا و استانداران زمان دولت موقت را بنويسيد و ببينيد كه چند تاي آن‌ها نهضتي بوده‌اند. بعد ليست وزرا و استانداران كنوني را هم بنويسيد و وابستگي‌هاي سياسي آن‌ها را معين كنيد. نتيجه خود به شما نشان مي‌دهد انحصارگران چه كساني هستند. يكي از ايرادات خود آقايان به دولت موقت اين بود كه هماهنگ و يك دست نبوده است و از افتخارات دولت كنوني را يك دست بودن آن مي‌دانند! چگونه است كه بنا به ادعاي اين آقايان در زمان دولت موقت هر چه وزير و وكيل و استاندار بود همه از نهضت آزادي بودند ولي معذالك باز يك دست نبود! معلوم است كه اين ادعاهاي اينان چقدر به دور از حقيقت است.

  ضمناً مي‌دانيد كه در زمان دولت موقت هنوز مجلسي در كار نبود تا وكيلي در كار باشد تا نهضت هر چه وكيل است از خودش بگذارد ضمناً براي اين كه بدانيد نهضتي‌ها انحصارطلب و خود محوربين نيستند ليست نامزدهاي انتخاباتي گروه همنام در تهران را با ليست «ائتلاف بزرگ» مقايسه كنيد.

 

نهضت آزادي و مبارزه با شاه

   س ـ حزب توده لبه تيز حمله خود را متوجه نهضت آزادي ايران نموده است. در گزارش هيأت سياسي به پلنوم (نامه مردم ارگان حزب توده ـ ٢٢ فروردين ٦٠) حزب توده، نهضت آزادي را جزو جناح «هواداران سلطنت مشروطه و رژيم سلطنتي مشروطه» قلمداد نموده است كه نمي‌خواستند شاه برود! نظر نهضت آزادي در اين مورد چيست؟

  ج ـ رهبري حزب توده ايران به غوغا سالاري و ايجاد جنجال و هياهو و تهمت و افترا عادت دارد. گويي بودنش ملازمه دارد با جوسازي و اتخاذ روش‌هاي تخريبي و اين هم تازگي ندارد. همه ما به ياد داريم كه حزب توده در حالي كه در پناه تانك‌هاي روسي تظاهرات به راه انداخته بود و خواستار واگذاري قرارداد نفت شمال به روس‌ها و نفت كرمان و بلوچستان به آمريكايي‌ها بود تا «موازنه» برقرار شود با تز ملي شدن نفت مخالفت كرد. زشت‌ترين و بي‌اساس‌ترين تهمت‌ها را به مصدق وارد مي‌ساخت. او را گاهي منتسب به فراماسون و گاهي آمريكايي معرفي مي‌كرد. دانشجويان مسلمان را پان اسلاميست‌هايي كه از سفارت آمريكا كمك دريافت مي‌كنند قلمداد مي‌نمود. هر كس را كه با خودشان موافق نمي‌ديدند لاجرم برچسبي مي‌زدند! اما نتيجه‌اش چه شد؟ بعد از كودتاي ننگين ٢٨ مرداد ٣٢ و بعد از آن كه هزاران جوان پاك باخته را به زندان‌ها روانه ساختند و يا به مسلخ كودتاگران فرستادند تازه چه كردند؟ تنها به اشتباه و گناهان خود اعتراف نمودند!! آيا كافي است!

  رهبران حزب توده حتي در آن روزهاي سياه خفقان بعد از كودتاي ٢٨ مرداد نيز دست از اين كجروي‌ها برنداشتند و با وجودي كه خيلي اصرار داشتند كه با نهضت مقاومت ملي، همكاري كنند و اعلاميه‌هاي مشترك بدهند، اما در حالي كه مصدق در سلطنت‌آباد محاكمه مي‌شد حاضر نشدند شعار بازگشت حكومت دكتر مصدق را بپذيرند و عذر آوردند كه حزب توده حزب طبقه كارگر است، مصدق نماينده بورژوازي ليبرال و حزب طبقه كارگر نمي‌تواند شعار بازگشت حاكميت بورژوازي ليبرال (ملي) را بدهد؟ و اصل همكاري را بر هم زدند؟ بعدها وقتي كودتاگران پايه‌هاي قدرت خود را محكم كردند و حضرات سمبه را پر زور ديدند، برخي از آن رهبران توبه نامه براي شاه فرستادند و عتبه را بوسيدند و به وساطت ابراهيم حكيم الملك معروف از مرگ نجات يافتند و برخي هم فرار را بر قرار ترجيح دادند و برخي از ياران پا برجاي خود را كه حاضر به خروج از صحنه نبرد نشده بودند نظير خسرو روزبه يكه و تنها رها ساختند و امروز هم آن‌ها با انباني از ادعا به ايران برگشته‌اند و چه پر مدعا برگشته‌اند تصور نكنيد اين قبيل تهمت‌ها را فقط نثار نهضت آزادي مي‌كنند. رهبران حزب توده حتي به همسنگران خود در حزب نيز همين برچسب‌ها را مي‌زنند. حتي به خسرو روزبه. شما لابد نامه سرگشاده دكتر فريدون كشاورز عضو برجسته كميته مركزي حزب توده ايران را خوانده‌ايد. دكتر كشاورز كه خود از رهبران حزب بوده است درباره علل استعفاي خود از حزب مي‌نويسد:

«در ماه مه ١٩٥٨ در مهاجرت به مسكو، يعني بيست سال پيش روز بعد از اعدام رفيق ما خسرو روزبه (١١ ماه مه ١٩٥٨) من از كميته مركزي حزب توده ايران استعفا دادم و نوشتم كه من از عضويت در اين كميته ننگ دارم. يكي از عللي كه مرا به اين استعفا وادار كرد و در حقيقت قطره‌اي كه كاسه صبرم را لبريز كرد توهين و تهمت‌هايي بود كه كام بخش و كيانوري در راهروهاي پلنوم پنج حزب، هنگامي كه ما خبر توقيف رفيق روزبه را دريافت كرديم نسبت به روزبه ابراز داشتند».

  اما از تهمت‌هاي حزب توده كه بگذريم آيا نهضت آزادي ايران يك سازمان سلطنت طلب بوده است؟ هرگز، نهضت آزادي ايران يك سازمان سلطنت‌طلب نبوده است؟ هرگز، نهضت آزادي ايران يك سازمان تازه تشكيل يافته نيست كه بعد از ٢٢ بهمن انقلابي يا مسلمان شده باشد. نهضت آزادي ايران به لحاظ سازماني يك سابقه بيست ساله دارد (ارديبهشت ١٣٤٠) كه در همين ادعانامه دادستان، در بخش «گردش كار» پرونده فعاليت‌هاي نهضت آزادي ايران را از زمان تأسيس نهضت مقاومت ملي بعد از كودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ مورد بررسي قرار داده است و مي‌نويسد:

«ولي بعد از مدتي مجدداً جمعي از آنان به طور مخفيانه گرد هم جمع شده و دست به تشكيل سازماني به نام نهضت مقاومت ملي زدند ... و از جمله افرادي كه در نهضت مقاومت ملي فعاليت شديد و حاد داشتند جناحي بودند كه به وسيله آقاي مهندس بازرگان اداره مي‌گرديد».

   س ـ آيا از اسناد نهضت مقاومت چيزي در دسترس هست؟ و اگر هست آيا مي‌توانيد نمونه‌هايي در اين مورد ذكر كنيد؟

  ج‌ ـ متأسفانه اسناد نهضت مقاومت ملي به طور كامل جمع‌آوري نشده است. اما ما مشغول جمع‌آوري آن‌ها هستيم. بعضي از اوراق و نشريات جمع‌آوري شده‌اند، كه من از آن‌ها نمونه‌هايي را مثال مي‌زنم.

  در نشريه «مصدق ـ شماره ٥ مورخه چهارشنبه ٢٩ ارديبهشت ١٣٣٣» در اعلاميه كميته مركزي نهضت مقاومت ملي مورخه ١٨/٢/٣٣ مي‌خوانيم كه:

«ملت ايران طي نه ماه مبارزه با تحمل حبس و زجر و شكنجه و انواع محروميت‌ها نه تنها توانسته است نقش دشمن را خنثي سازد بلكه كوس رسوايي و بي‌آبرويي اين دولت مزدور و حاميان خيانت‌پيشه آن را در هر كوي و بازار دنيا به صدا در آورد، به طوري كه امروز دولت شاه، زاهدي، در بطلان عمليات ٩ ماهه خود جز شكست و رسوايي نزد داخلي و خارجي، تنفر و انزجار شديد ملت ايران چيز ديگري مشاهده نمي‌كند».

  قبل از آن هم به عنوان نهضت مقاومت ملي در سال‌هاي ٣٢ تا ٤٠ عليه استبداد محمد رضا مبارزه مي‌كرده است و از طرفي به لحاظ حركت اسلامي نيز يك سابقه تقريباً‌ چهل ساله دارد. يعني سابقه مبارزات و فعاليت‌هاي اين جريان، مؤسسين و رهبران نهضت آزادي ايران، نظير بازرگان و سحابي و مرحوم طالقاني و شريعتي به سال‌هاي بعد از شهريور ١٣٢٠ برمي‌گردد.

  روش‌ها و عملكردها و افكار اين افراد در معرض ديد و قضاوت همگاني قرار دارد. چنين اتهامي به اين افراد نمي‌چسبد. به علاوه براي بطلان اين نظر كافي است كه به اسناد نهضت مقاومت ملي ايران و نهضت آزادي ايران رجوع شود. اين اسناد در دسترس هستند. اسناد محاكمات سران و فعالين نهضت آزادي در دادگاه عشرت‌آباد وجود دارد.

  سرهنگ فخر مدرس، دادستان دادگاه نظامي عشرت‌آباد در ادعانامة خود عليه سران و مؤسسين و فعالين نهضت آزادي ايران نوشت:

«نوع ... و انطباق با قانون عمل سه نفر متهمين شماره ١ و ٢ و ٣ جزو مؤسسين جمعيت نهضت آزادي مي‌باشد و اين جمعيت مرام و رويه آن ضديت با سلطنت مشروطه ايران مي‌باشد و هم چنين عمل متهمين رديف‌هاي ٤ و ٥ و ٦ و ٧ و ٨ و ٩ از جهت عضويت مزبور جنايي منطبق با بند يك از ماده يك قانون مقدمين عليه امنيت و استقلال مملكت و از جهت اهانت‌هاي مكرر و گستاخانه نسبت به مقام شامخ سلطنت از درجه جنحه و منطق با ماده ٨١ قانون مجازات عمومي مي‌باشد و صدور حكم مجازات آن‌ها با رعايت ماده ٢ الحاقيه به اصول محاكمات جزايي مورد تقاضا است و تاريخ و محل وقوع جرم تهران، ماه ارديبهشت ١٣٤٠ از تاريخ تشكيل جمعيت نهضت آزادي ضمناً پرونده به نام افرادي كه پرونده آنان تا كنون ارجاع نشده يا دستگير نشده‌اند مفتوح است».

  در حالي كه برخي از دشمنان كنوني نهضت آزادي، سرلشكر زاهدي كودتاچي را «سردار ملي» و كودتا را «قيام ملي» مي‌خواندند و برخي از مقامات تلگرافات تبريك جهت شاه و زاهدي ارسال داشتند، كميته مركزي نهضت مقاومت ملي در ١٨/٢/٣٣ نوشت:

«نهضت مقاومت ملي سرلشكر بازنشسته فضل الله زاهدي را خائن مي‌داند كه به دستور بيگانگان و دستياري دربار و عده‌اي از دشمنان شناخته شده ملت مأمور از بين بردن نهضت مقدس ملي و هموار ساختن راه سلطه مجدد بيگانگان بر سياست و اقتصاد ايران مي‌باشد».

  اين چنين موضع‌گيري‌هايي نسبت به دربار و شاه و حاميان خارجي‌اش در تمام نشريات نهضت مقاومت ملي و سپس در نشريات نهضت آزادي ديده مي‌شود.

  لابد به‌زعم رهبري حزب توده بي‌دادگاه‌هاي نظامي شاه برادران نهضت آزادي ايران را به خاطر «طرفداري از سلطنت» محاكمه كرد و به حبس‌هاي طويل‌المدت محكوم ساخت!!

   س ـ پس چرا حزب توده اين حمله را به نهضت مي‌كند؟

  ج ـ رهبري حزب توده، براي سرپوش گذاشتن به بي‌عملي خودشان اين تهمت‌ها را مي‌زنند، وگرنه شما از رهبري حزب توده بپرسيد كه شما خودتان عليه شاه چكار كرديد؟

  در زمان رژيم گذشته در طي مدت ٢٥ سال، يعني از سال كودتاي ١٣٣٢ تا ١٣٥٧ كه به بركت پيروزي انقلاب اسلامي ايران توانستيد به ايران برگرديد، شاه و خاندان كثيفش چندين بار به روسيه و كشورهاي اروپاي شرقي سفر كردند. شما رهبران حزب توده چه عكس‌العملي نشان داديد؟ ملت ايران و تمام دنيا مي‌داند كه شاه هر بار كه به كشورهاي غربي اروپا و امريكا سفر مي‌كرد، با طوفاني از خشم و غضب و اعتراضات دانشجويان و جوانان ايراني روبرو مي‌شد. در بسياري از اين تظاهرات و راهپيمايي‌ها، برادران نهضتي در تبعيد ما فعالانه شركت داشته‌اند، صفحات روزنامه پيام مجاهد، ارگان نهضت آزادي ايران (خارج از كشور) اين موضع‌گيري‌ها را دقيقاً‌ نشان مي‌دهد اما آيا يك بار هم شد كه به عنوان نمونه وقتي كه شاه يا خواهرش به مسكو يا لهستان يا كشور ديگري در اروپاي شرقي رفته باشد، صداي اعتراضي از آن جانب به گوش كسي برسد؟

  آيا مگر يادمان رفته است كه در آلمان شرقي، وقتي عده‌اي از دانشجويان ايراني ما به عنوان اعتراض به كشتارهاي شاه در ايران سفارت ايران را اشغال كردند، نيروهاي انتظامي آلمان شرقي با آن‌ها چه رفتاري را نمودند؟ و حزب توده در موضعگيري خود اين عمل دانشجويان را محكوم ساخت!

  نهضت آزادي ايران به دليل اعتقاد به جهان‌‌بيني توحيدي و اسلام اصيل هرگز نمي‌توانسته است به رژيم سلطنتي معتقد باشد و معتقد هم نبوده است، و در هر مرحله‌اي در حدود امكانات عليه آن نظام و در جهت سرنگوني رژيم شاه مبارزه و فعاليت داشته است.

   س ـ در يك جايي خواندم كه آقاي مهندس بازرگان در زندان گفته بودند كه از موضع‌گيري‌هاي ضد شاهي خود پشيمان بودند.

  ج ـ اولاً‌ اين را بهتر است از خود آقاي مهندس بازرگان سؤال كنيد. ثانياً دروغ بودن اين سخن واضح است. گويندگان اين حرف‌ها خودشان بعد از چند هفته از زندان آزاد شدند اما مهندس بازرگان همراه با ساير برادران نهضتي محاكمه شدند و به حبس‌هاي طويل‌المدت محكوم شدند. مدافعات مهندس بازرگان در دادگاه عشرت‌آباد در ٣٥٠ صفحه چاپ شده است و در دسترس مي‌باشد مراجعه به آن كتاب بي‌ پايه بودن اين سخن را كاملاً نشان مي‌دهد.

   س ـ گفته شده است كه رهبران نهضت آزادي ايران پيويسته نسبت به انگليس و شوروي حساسيت داشتند و استدلال مي‌كردند كه ايران در اين منطقه نمي‌تواند روي پاي خود بايستد و نياز به دوستي با يك قدرت خارجي است و چون انگليس ضعيف است و روسيه ملحد و كمونيست، بنابراين نبايستي به آمريكا هجوم برد. همين اشخاص مي‌گويند كه در سال ١٣٥٤ كوشش‌هايي (از جانب رهبري نهضت آزادي) صورت مي‌گرفت مبني بر اين كه امام مسأله نفت و آمريكا را در سخنان و اعلاميه‌هاي خود مطرح نكنند و يا اين كه در سال ١٣٥٦ نهضت آزادي، شاه و آمريكا را فراموش كرده بودند و داشتند به انتخابات آزاد راضي مي‌شدند.

  ج ـ سياست نهضت آزادي در مورد همة اين مسايل روشن بوده است و مي‌باشد.

  سه مسأله اساسي آمريكا ـ نفت ـ شاه، از جمله مسايلي هستند كه از كودتاي ٢٨ مرداد ٣٢ به بعد در نهضت مقاومت ملي و سپس نهضت آزادي، مطرح بوده است و موضع‌گيري مشخص و روشن داشته است و يكي از وجوه اختلاف نهضت آزادي با برخي از جناح‌هاي ملي در مورد همين مسايل بوده است. در پاسخ به ايرادات حزب توده نمونه‌هايي از نهضت مقاومت ذكر شد حالا به چند نمونه از بيانيه‌هاي نهضت آزادي اشاره مي‌نمايم.

 

بيانيه نهضت آزادي در خرداد ١٣٤٢

«هموطنان، آتش و خون همه جا را فرا گرفته، شاه در معرض فنا و نابودي است رژيم پوسيده او ديگر نمي‌تواند در برابر اراده شما قوام و دوام بگيرد.

او رفتني است. هشيار باشيد چون ممكن است استعمار وقتي كار را به اين صورت ببيند با يك كودتا رژيم شاه را برانداخته براي اين كه مردم را بفريبد».

  در جاي ديگر از همين اعلاميه آمده است:

«هموطنان عزيز، به خانواده‌هاي شهدا و زندانيان كمك كنيد. شما مي‌دانيد كه در وطن ما نان‌آور خانواده مرد است اما صدها نان‌آور خانواده به خاطر سعادت شما و استقلال و آزادي ايران عزيز قطعه‌قطعه شدند».

  در مبارزه با آمريكا و مسئله نفت نيز موضع‌گيري‌هاي قاطع و صريح وجود داشته است. به عنوان نمونه بخشي از بيانيه كميته نهضت مقاومت ملي كه در حدود دي ماه ٣٢ بعد از كشتار دانشگاه صادر شده است را نقل مي‌كنيم:

     

بيانيه شماره ٤ كميته اصناف طرفداران مصدق وابسته به نهضت مقاومت ملي

«... روزي كه زاهدي مزدور با پول سفارت آمريكا و دستياري تني چند از افسران دزد و رانده‌شده از محيط ارتش و گروهي از اراذل و اوباش و فواحش كرسي نخست‌وزيري را غصب كرد ما مي‌دانستيم كه اين سرسپرده مزدور را بيگانگان براي آن به حكومت رسانيدند كه به دست او استقلال و آزادي ايران را به سود مقاصد جنگجويانه و مطامع خود از بين ببرند. هنوز چهار ماه از استقرار اين حكومت ضدملي نگذشته بود كه آثار نكبت‌بار به وضع خطرناكي بروز و ظهور نمود و ملت و مملكت را تا لب پرتگاه نيستي و زوال كشانيد است راه براي بازگشت جاسوسان و عمال انگليس همان‌هايي كه در مدت بيش از يك قرن ملت ما را به خاك سياه نشاندند و بدون قيد و شرط باز شده و مداخله شركاي آمريكايي آنان نيز در تمام شئون اقتصادي ـ سياسي و نظامي ما مرتباً‌ گسترش مي‌يابد. شايد زاهدي مزدور و اربابان خارجي او تصور كنند كه مي‌شود اين چنين بي‌پروا ملت و مملكتي را فدا كرد و با باز كردن رگبار گلوله به روي هر ذي روحي كه صدايش درآيد كار تمام است ولي به زودي از اين اشتباه بيرون خواهند آمد. ملت شجاع و غيرتمند ايران همانطوري‌كه بارها نشان داده است مي‌تواند به موقع از استقلال و آزادي خود دفاع نموده و بي‌ مضايقه جان فدا كند. نه حبس و زجر و تبعيد علاقمندان به وطن و نه كشتار دسته‌جمعي دانشجويان هيچيك ملت شريف و ارجمند ما را از راه خود باز نخواهد داشت. ما به دنيا اعلام مي‌كنيم در شرايط موجود كه نفس‌ها را به زور سر نيزه و رگبار گلوله در سينه‌ها حبس كرده‌اند و حتي امكان كوچكترين اظهار عقيده شفاهي درباره امور مملكتي نيست تجديد رابطه با انگليس و هر نوع قرارداد مربوط به نفت و غيره و هر نوع معاهده اقتصادي‌ ـ سياسي و نظامي با هر كشوري بسته شود از نظر ملت ايران مردود و فاقد اعتبار و اثر قانوني است و هر مذاكره‌اي كه نيكسون معاون رييس جمهور آمريكا در موضوعات اقتصادي و نظامي با رييس دولت دست‌نشانده خود بكند كان لم يكن است. ملت ايران براي واژگون ساختن اين حكومت غاصب خائن و نوكر بيگانه پيكار خواهد كرد و تمام اين تعهدات و قراردادهاي اسارت‌آور و استقلال‌شكنانه را به دور خواهد ريخت و ما بخصوص به روان پاك دانشجويان شهيدي كه نهال آزادي و استقلال ايران را با خون خود آبياري كردند سوگند ياد مي‌كنيم تا آخرين نفس راه آن‌ها را ادامه دهيم و براي واژگون ساختن اين اوضاع ننگ‌آور موحش و استقرار مجدد حكومت ملي مصدق بجنگيم.

سلام ما به دكتر مصدق رهبر عزيز و ارجمند ملت ايران.

درود به روان پاك شهيدان دانشگاه، شريعت‌رضوي ـ قندچي و بزرگ‌نيا.

افتخار بر دانشجويان شرافتمند دانشگاه اين ارزنده‌ترين سربازان نهضت مقاومت ملي.

مرگ بر سران خائن ارتش كه اين چنين فرزندان ما را به مسلسل مي‌بندند.

سرنگون باد حكومت خائن زاهدي».

  خط اصلي مبارزات نهضت آزادي عليه استبداد و عليه استعمار بوده و بعد از پيروزي انقلاب، عليه استثمار مي‌باشد. اين تهمت‌ها به نهضت آزادي نمي‌چسبد!

 

نهضت آزادي ايران و سرمايه‌داري

   س ـ كمونيست‌ها و همچنين برخي از گروه‌هاي سياسي ديگر نهضت آزادي را متهم مي‌كنند كه طرفدار سرمايه‌داري و مالكيت‌هاي بزرگ و كارخانجات بزرگ است!

  ج ـ در كدام يك از موضع‌گيري نهضت آزادي چنين امري ديده شده است؟ كدام سرمايه‌دار بزرگ يا كارخانه‌دار بزرگ يا مالك و فئودال بزرگ از نهضت حمايت كرده است؟ كدام جانب‌داري را عملاً‌ يا حرفاً نهضت آزادي ايران از اين طبقات نموده است؟ به صرف اتهام و برچسب كه نمي‌شود! مردم براي اين كه بدانند سرمايه‌داري بزرگ وابسته اكنون با چه جناحي زد و بند كرده است به روابط آن‌ها توجه كنند! ببينند وارد كنندگان اصلي و عمده و دست اول كالاهاي اساسي از قبيل آهن، كاغذ و پارچه در دست چه كساني است و اين اشخاص به كدام جريان سياسي حاكم مربوط هستند! و حزب توده از كدام جريان سياسي حاكم حمايت مي‌كند!

  يكي از نمايندگان مجلس (آقاي مهندس سحابي) در سخنان خود در مجلس گوشه‌اي از اين روابط را نشان داد كه چگونه بعد از پيروزي انقلاب قريب به ١٢٠٠ ميليارد تومان سود برده‌اند! و مالياتي به دولت نداده‌اند. آن‌ها كه علاقمند به اين قبيل مسايل هستند مي‌توانند همين سرنخ را بگيرند و مطالب را تعقيب كنند تا معلوم شود كه چه كساني در اين مملكت چه كارها نمي‌كنند! تا سيه‌روي شود هر كه در او غش باشد.

  خط مشي نهضت آزادي ايران اجراي تمام و كمال و جامع اصول قانون اساسي ايران است. نهضت آزادي ايران مخصوصاً در اجراي اصول ٤٣ تا ٥٥ در فصل چهارم قانون اساسي تكيه فراوان دارد. اجراي همه جانبه و فوري اصل ٤٤ مي‌تواند راه‌گشاي بسياري از مشكلات اقتصادي كنوني باشد. دولت و حزب حاكم به جاي پراكنده‌كاري و مبهم‌گويي بهتر است كه طرح‌هاي عملي براي اجراي اصل ٤٤ قانون اساسي ارايه دهند. اصل ٤٤ قانون اساسي تكليف سه نوع مالكيت‌هاي دولتي ـ تعاوني و شخصي را معين كرده است.

   س ـ رابطه نهضت آزادي با امام و روحانيت چگونه است؟ شايع كرده‌اند كه نهضت آزادي در مقابل امام قرار گرفته است و با روحانيت ميانه خوبي ندارد.

  ج ـ مؤسسين و سران و فعالين نهضت آزادي ايران از پيشگامان خط وحدت ميان حوزه و دانشگاه و يا روحانيون و روشنفكران بوده‌اند. اگر برخي از مسلمان‌ها و يا گروه‌هاي اسلامي بعد از پيروزي انقلاب اهميت وحدت اين دو جناح را درك كرده‌اند، نهضتي‌ها از حدود ٣٥ يا ٤٠ سال پيش بر اساس مباني فكري و عقيدتي و ضرورت‌هاي جامعه اهميت همكاري و وحدت اين دو جناح را درك كرده‌اند و ساليان دراز در اين جهت كوشيده‌اند. همان طور كه مي‌دانيد يكي از مؤسسين نهضت آزادي مرحوم طالقاني است. علما و روحانيون ديگري هم بوده و هستند كه از همرزمان و همگامان و مؤسسين و سران و فعالين نهضت مي‌باشند. نظير آيت‌الله حاج آقا رضا زنجاني در سال‌هاي سياه خفقان و اختناق بعد از كودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ و مرحوم مطهري در سال‌هاي ٣٤ به بعد.

  تماس و همگامي اعضاي نهضت آزادي با امام امري نيست كه از روزهاي بعد از پيروزي انقلاب آغاز شده باشد بلكه از سال‌هاي دراز گذشته شروع شده است.

  از همان بدو آغاز حركت روحانيت به رهبري امام، در سال ١٣٤٠، نهضت آزادي بدون كمترين دغدغه‌اي، بر حسب وظيفه اسلامي و اعتقاداتش، از اين حركت پشتيباني قاطع نموده است. اسناد و مدارك نهضت آزادي، در داخل ايران و يا در تبعيد استمرار اين خط كلي و استراتژيك را نشان مي‌دهد. به عنوان نمونه به بيانيه نهضت در آبان ـ آذر ٤١ مراجعه كنيد كه با قاطعيت از حركت علما پشتيباني كرده است. همين بيانيه باعث شد كه نشريات وابسته به رژيم شاه (از جمله مجله خواندني‌ها) حملات شديد و سختي را به نهضت و به مهندس بازرگان نمودند. در بيانيه‌هاي نهضت به مناسبت حمله به مدرسه فيضيه، در بيانيه نهضت مورخه ١٩/٣/٤٢ يعني سه روز بعد از كشتار خونين ١٥ خرداد تحت عنوان «ديكتاتور خون مي‌ريزد» و نظاير آن حمايت‌هاي بي دريغ از حركت روحانيت به رهبري امام مشهود است. در بيانيه كميته دانشجويان نهضت آزادي در ٢٦/٥/٤٢ چنين مي‌خوانيم:

«ملت شرافتمند ايران، مدت دو ماه مرجع عاليقدر شيعيان حضرت آيت‌الله خميني در زندان عشرت‌آباد به سر مي‌بردند فعلاً نيز كه ايشان را از عشرت‌آباد به خانه خصوصي تحت مراقبت سازمان امنيت منتقل كرده‌اند، از ابتدايي‌ترين حقوق محروم مي‌باشند ... »

  در اعلاميه نهضت مورخه ٢٢/٤/٤٢ به مناسبت اربعين قيام ١٥ خرداد مي‌خوانيم:

«امسال اربعين حسيني مصادف با روزهايي است كه ملت مسلمان ايران به علت چهلمين روز قتل عام وحشيانه هزاران نفر از خواهران و برادران خود داغدار مي‌باشد. هزاران نفر از مردم بي‌گناه تهران و شهرستان‌ها در روز ١٥ خرداد به دست دژخيمان حكومت سياه ديكتاتوري در زير رگبار گلوله‌هايي كه با پول اين ملت فقير تهيه شده است شربت شهادت نوشيدند و حكومت جنايتكار و خونخوار به خيال خود بر اوضاع مسلط گرديد ... شاه در ياوه‌ گويي‌هاي خود شهيدان عزيز را غارتگر و مرتجع معرفي نمود ... »

  سپس در بيانيه آمده‌ است كه:

«آسوده بخوابيد اي شهيدان ملت ايران، اي آزادگان و اي مسلمانان دلسوخته‌اي كه براي احياي آزادي و به پيروي از پيشوايان عاليقدر ديني و ملي از هيچ قدرتي هراس و وحشت به دل راه نداديد. آسوده بخوابيد و مطمئن باشيد ملت ايران نخواهد گذارد خون شما فرزندان اسلام پايمال گردد و راه شما، يعني راه مدرس‌ها و خميني را دنبال خواهد نمود».

  اين خط همچنان ادامه داشته است. در آخرين بيانيه‌هاي نهضت آزادي قبل از فرار شاه در ١٤ ديماه ١٣٥٧، چنين نوشت:

«١ـ اكثريت قاطع ملت ايران شاه و رژيم او را نمي‌خواهد و خواستار حكومت اسلامي است.

٢ـ اكثريت قاطع ملت ايران آيت‌الله العظمي خميني را به رهبري خود برگزيده است.

از طرف ديگر آيت‌الله العظمي خميني مكرر تصريح كرده‌اند كه شاه بايد برود و دودمان پهلوي برود، نظام سلطنتي نيز برود».

  در اعلاميه‌هاي مكرر نهضت در اين مرحله نيز همين خط استراتژيك كلي ديده مي‌شود و اين وقتي است كه در آن ايام سياه خفقان و استبداد شاه، جز سازمان‌هاي مسلح زيرزميني و تني چند انگشت شمار هيچكس جرأت نفس كشيدن نداشت، حتي داشتن يك جلد رساله امام جرم بود. براي اطلاع بيشتر از نظر نهضت آزادي نسبت به روحانيت مترقي و متعهد به رهبري امام به اسناد نهضت آزادي ايران در خارج از كشور، نشريه پيام مجاهد، و همچنين روابط نزديك و خاص رهبران نهضت در خارج از كشور با امام رجوع و توجه شود.

  همين جا بايد گفت كه اين ارتباطات يك طرفه نبوده است بلكه متقابلاً‌ نهضت از حمايت و پشتيباني امام و بخشي از روحانيت مبارز برخوردار بوده است.

  زماني كه امام از زندان آزاد شدند، اولين ديدار‌كنندگان ايشان عده‌اي از اعضاي نهضت آزادي ايران بودند. و اين وقتي بود كه محاكمه سران و فعالين نهضت آزادي در دادگاه نظامي شاه در عشرت‌ آباد تمام شده بود (سال ٤٢) و دادگاه نظامي شاه احكام شديدي عليه نهضتي‌ها صادر كرده بود. امام خطاب به اعضاي نهضت آزادي مطالبي به شرح زير ايراد نمودند:

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون

« من خوف داشتم كه اگر در موضوع بيدادگري نسبت به حجه الاسلام آقاي طالقاني و جناب آقاي مهندس بازرگان و ساير دوستان كلمه‌اي بنويسم موجب تشديد امر آن‌ها شود و ده سال زندان به پانزده سال تبديل گردد اين كه حكم جائرانه دادگاه تجديدنظر صادر شد ناچارم از اظهار تأسف از اوضاع ايران عموماً و از اوضاع دادگاه خصوصاً.

به قدري خلاف قوانين و مقررات در دادگاه‌ها جريان دارد كه موجب تأسف و تعجب است: محاكمات سري، حبس‌هاي قبل از ثبوت جرم، بي‌اعتنايي به دفاع مظلومين.

اينجانب و اشخاص با وجدان و ديانت متأسفيم از مظلوميت اين اشخاص كه به جرم دفاع از اسلام و قانون اساسي محكوم به حبس‌هاي طويل‌المدت شده و بايد با حال پيري و نقاهت در زندان براي اطفاء شهوات ديگران به سر برند.»

  نويسنده كتاب نهضت خميني پس از بيانات فوق‌الذكر امام روابط ميان اين دو بخش عمده و اصلي حركت اسلامي را اين چنين گزارش داده است:

«اين پشتيباني قائد بزرگ از «نهضت آزادي ايران» گام مؤثر، مثبت و ارزندة ديگري بود كه در راه اتحاد ميان نيروهاي اسلامي و ضد استعماري برداشته مي‌شد و در نزديك‌تر كردن نيروهاي دانشگاهي و حوزه‌هاي علميه نقش سازنده و مؤثري ايفا مي‌كرد و توطئه‌هاي مغرضانه و حسودانه و كوته‌نظرانة بعضي از احزاب كه به اصطلاح خود را تنها مدافع امام خميني و راه ايشان معرفي مي‌كردند و مي‌كوشيدند كه ميان ايشان و هر گروه، حزب و جمعيت ديگري تفاهم ايجاد نگردد به كلي خنثي ساخت. آنان دريافتند كه امام خميني انديشمندتر، ژرف‌نگرتر و دورانديش‌تر از آن است كه آن‌ها بتوانند به عنوان چماقي از ايشان استفاده كنند و خورده حساب‌هايي را كه ساليان درازيست با بعضي از احزاب دارند از طريق ايشان تصفيه نمايند.

حوزه علمية قم كه با سران نهضت آزادي ايران و شخص آقاي طالقاني رابطه نزديك و مرتبي داشت به دنبال صدور اين اعلامية پشتيباني، روابط خود را عميق‌تر و استوارتر ساخت و همكاري نزديك‌تر و متشكل‌تري را آغاز كرد. بسياري از اعلاميه‌ها و مدافعات سران نهضت آزادي به وسيلة مجاهدين حوزة قم چاپ و پخش مي‌گرديد. به دنبال مرگ مادر مهندس بازرگان تسليت نامه‌اي به عنوان ايشان از طرف عده‌اي از روحانيون مجاهد قم تنظيم گرديد و همراه با ده‌ها امضا به روزنامه‌ها داده شد ولي هيچ روزنامه‌اي به درج آن مبادرت نكرد و با كمال معذرت خواهي اظهار داشتند كه از طرف سازمان امنيت درج هر گونه تسليت‌نامه‌اي جهت آقاي مهندس بازرگان اكيداً ممنوع اعلام گرديده است. روحانيون مجاهد تسليت‌نامة مزبور را به صورت اعلاميه‌اي چاپ و پخش كردند و در زير تسليت‌نامه جلوگيري ساواك را از درج آگهي تسليت جهت آقاي مهندس بازرگان در جرايد، شديداً محكوم كردند. متن آن تسليت نامه را در زير مي‌خوانيد:»

متن تسليت نامه عده‌اي از فضلا و دانشجويان ديني حوزه علميه قم

به آقاي مهندس بازرگان

استاد محترم و مجاهد دانشگاه آقاي مهندس بازرگان

با نهايت تأثر مصيبت وارده را تسليت گفته خود را در غم‌هاي شما شريك مي‌دانيم و مزيد توفيقات شما را در حمايت از اسلام و استقلال ايران از اعليحضرت ولي عصر مسئلت مي‌نماييم.

احمد پاياني ـ محمد شبستري ـ سيد هادي خسروشاهي ـ حسين حقاني ـ سيد ابوالفضل موسوي ـ سيد محمد صادق زيارتي ـ علي اسلامي ـ احمد كافي ـ محمد خندق آبادي ـ احمد آذري قمي ـ رضا استادي ـ علي كاظمي ـ رضا شريفي گرگاني ـ سيد جعفر شبيري ـ صادق منتظري زنجاني ـ عليرضا گلسرخي ـ علي قدوسي ـ علي المشكيني ـ حاج سيد رضا بني طبا ـ محمد واصف ـ مهدي كروبي ـ حسن زرندي ـ سيد ابراهيم ميرغفاري ـ هاشمي ـ حسن نوري ـ سيد علي محقق ـ احمد خدايي ـ سيد علي اكبر اميني ـ . . .

     

  ارتباط برادران نهضتي در خارج از كشور در طي ساليان دراز تبعيد امام در نجف همچنان ادامه داشته است. در سفر امام به پاريس همين برادران همراه امام و مشاور امام بوده‌اند. همراه امام به تهران برگشتند. امام بارها اعتماد خود را به آنها ابراز داشته و از زحمات آن‌ها قدرداني نموده است و اسناد و مدارك آن‌ها تماماً موجود هستند كه در يك فرصت مناسب ديگري منتشر خواهند شد.

  در خط مشي مصوبه نهضت آزادي ايران در قسمت مربوط به «حفظ و تداوم انقلاب اسلامي و جلوگيري از انحراف و انهدام آ