شماره: 355/4/21

تاريخ: 04/04/1362

آزادی در جامعه ما؟!

 

پاسخ به رئيس‌جمهوری

حجت‌الاسلام والمسلمين جناب آقاي سيدعلي خامنه‌اي

رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران

  با عرض سلام و آرزوي توفيق جنابعالي در خدمت به مردم و تحقق آرمان‌هاي الهي و اسلامي، بار سنگين فريضه امر به معروف و نهي از منکر به ويژه در اين ماه مبارک رمضان ما را بر آن داشت اين نامه را براي جنابعالي ارسال داريم. اگرچه نسبت به نامه‌هاي گذشته ترتيب اثري داده نشده و حتي دفتر جنابعالي بر اساس عرف و روش معقول حتي وصول آنها را هم تا کنون اعلام نداشته‌اند.

  جنابعالي به مناسبت هفته آشنايي با مجلس شوراي اسلامي در گفتگوي اختصاصي با خبرنگاران جمهوري اسلامي که در روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 11/3/62 درج شده است مطالبي در مورد وجود آزادي در جامعه فرموده‌ايد:

«... از وجود حالت آزاد و احساس آزادي در اين مجلس دفاع مي‌کنم و اين چيز بسيار ارزشمندي است. هرکس ادعا کند که در اين مجلس حرفي را مي‌خواسته بزند و نتوانسته بزند خلاف گفته در اين مجلس همه مي‌توانند حرفشان را بزنند.»

  در همين مصاحبه تصريح شده است که:

«در مورد مسئله فضاي آزاد بنده اعتقادم اين است که بحمدالله فضاي اجتماعي ما فضاي آزادي است آن کساني که اين را قبول نمي‌کنند توقعاتي دارند که آن توقعات به هيچوجه باب يک جامعه انقلابي مثل جامعه ما نيست.»

  در همين مصاحبه ظاهراً در مورد نهضت آزادي گفته باشيد که:

«الان كساني که مخالف اين دولت هستند جلسه دارند، تشکيلات دارند ـ جلسات سخنراني دارند ـ تدريس دارند و دولت نمي‌گويد چرا داريد ـ بله اگر کساني بخواهند به نام تدريس و به نام بحث بنشينند توطئه کنند ما با توطئه‌هايشان مقابله خواهيم کرد».

 

جناب آقاي خامنه‌اي

  استحضار داريد که «مسئوليت اجراي قانون اساسي و تنظيم روابط قواي سه‌گانه و رياست قوه مجريه» با رئيس جمهوري است و بر اساس سوگندنامه‌اي که امضا کرده‌ايد متعهد شده‌ايد که «...ازهرگونه خودکامگي بپرهيزم و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي که قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت کنم...»

  شما از يک سو مدعي هستيد که نه ‌تنها در مجلس و جامعه آزادي وجود دارد بلکه سازمان‌هاي سياسي مخالف هم آزاد هستند. از سوي ديگر عملکرد ارگان‌هاي مملکتي و مقامات مسئول که رياست آنها با جنابعالي است متأسفانه مغاير آنهاست.

  در مجلس شوراي اسلامي نمايندگان مخالف نه‌تنها امنيت نداشته و زير رگبار فحش و ناسزا و تهديد مرگ رفت و آمد مي‌کرده‌‌اند عملاً قادر به بيان نظرات خود نبوده‌‌اند و به همين مناسبت معمولاً سکوت اختيار کرده‌اند. با کمال تأسف تذکرات و اعتراضات متعدد شفاهي و کتبي نمايندگان به مسئولان مجلس موثر نبوده است.

  در صحنه اجتماع به طوري که استحضار داريد روزنامه‌ها و رسانه‌هاي گروهي در اختيار انحصاري مسئولان مملکتي است و سايرين عملاً حق استفاده از آنها را ندارند. روزنامه ميزان حدود دو سال است برخلاف قانون مصوب شوراي انقلاب توقيف شده و هيچ دادگاه صالحه‌اي تا کنون در مورد پرونده آن و ضمانت‌هاي سنگيني که اخذ شده رسيدگي و اعلام رأي نکرده است. تنها روزنامه‌هاي موجود که وابسته به دولت هستند از درج پاسخ‌هايي که طبق قانون مطبوعات در توضيح يا رد اتهامات و اظهارات خلافشان درباره دولت موقت و نهضت آزادي و اعضاي آنها برايشان ارسال مي‌شود خودداري مي‌کنند. مقامات قضايي در مورد اعلام جرمهايي که بر اساس قانون انجام شده است تا کنون اقدام موثري انجام نداده‌اند.

  در خطبه‌ها و پيش خطبه‌هاي نماز جمعه هنوز (پيش خطبه جمعه 3/4/62) مسائل خلاف واقع و اتهامات ناروا مطرح مي‌شود. نامه سرگشاده ما به رئيس محترم مجلس که بيان واقعيتهاي موجود در جامعه بود بخاطر داريد با چه جو دشنام و تهديد و توهين عليه ما مواجه شد و ما به خاطر مصالح مملکت و انقلاب صبر و تحمل کرديم و فقط بر اساس حق و وظيفه قانوني و شرعي خود مبادرت به تهيه و ارسال جوابيه و توضيحات مدلل و مستند و مشفقانه‌اي کرديم که متأسفانه هيچيک از روزنامه‌هاي يوميه آن را درج نکردند. روزنامه‌ها حتي از درج آگهي کلاس‌هاي عقيدتي ـ سياسي ما و يا آگهي تسليت ما خودداري کرده‌‌اند. اکثر چاپخانه‌ها از چاپ کتب و نشريات اگرچه طبق ضوابط وزارت ارشاد بعداً مورد موافقت قرار گيرد به علت ترس و نگراني از عواقب آن خودداري مي‌کنند.

  رسانه‌هاي گروهي اعم از روزنامه‌ها و صدا و سيماي جمهوري به حدي يکنواخت و به اصطلاح کليشه‌اي و براي غالب مردم بي‌اعتبار شده است که متأسفانه حتي بعضي از افراد مؤمن به جمهوري اسلامي هم به رسانه‌هاي خارجي گوش مي‌کنند تا در جريان اخبار و وقايع قرار گيرند.

  در مورد روش بازداشت‌ها، بازجويي‌ها، تعزيرهاي قبل از صدور حکم متهم و شرايط زندانها و تعداد آنها در اينجا مطلبي اضافه نمي‌کنيم.

 

جناب آقاي رئيس جمهور

  آيا همين شرايط سياسي ـ اجتماعي جامعه که به گوشه‌اي از ويژگي‌هاي آن در بالا اشاره شد براي جنابعالي «فضاي آزاد» و «احساس آزادي» را تداعي مي‌نمايد؟

  «احساس آزادي» هست اما براي صاحبان قدرت که به هر کس که دلشان خواست از جمله «نهضت آزادي» هر نوع تهمت ناروا بزنند. روزنامه‌ها هم آزادي دارند که جواب تهمت‌ها را ننويسند و مقامات قضايي هم آزاد هستند به شکايات و وظايف قانوني خود رسيدگي و عمل نکنند.

  «فضاي آزاد» براي صدا و سيماي جمهوري اسلامي از پهنه زمين تا ثرياست و در اين فضا، هرچه دلش خواست مي‌گويد، آمارهاي نارست از پيشرفت و ترقي و توليد به خورد مردم مي‌دهد، تهمت مي‌زند و... و آزاد است که نظرات متفاوت و مخالف را هرگز پخش نکند و جواب کساني را که به آنها ظلم شده و تهمت زده شده است، منتشر نسازد.

  در اين «فضاي آزاد» و اين «احساس آزادي» که شما از آن صحبت کرده‌ايد کجا مي‌توان درباره قراردادهاي عظيم تعهدآوري همچون «بيانيه الجزاير» که سند اسارت مالي و اقتصادي ايران توسط آمريکا است سخن گفت و مطلبي منتشر ساخت که مردم مطلع کردند يا در کجا مي‌توان راجع به قراردادهاي سنگين که با دولت نظامي ترکيه بسته و اجرا شده است صحبت کرد تا مردم مطلع شوند كه چه به روزشان آمده است.

   در اين «فضاي آزاد» و «احساس آزادي» اطلاعات حتي نمايندگان ملت در مجلس شوراي اسلامي از کم و کيف جدل و مذاکرات در حد اخبار مطبوعات و يا احياناً راديوهاي خارجي بيشتر نيست که بتوانند به وظايف نمايندگي خود عمل کنند.

 

جناب آقاي خامنه‌اي

  به نظر ما آنچه جنابعالي در اين مصاحبه مطرح ساخته‌ايد و سرمقاله‌نويس روزنامه جمهوري اسلامي به ويژه در سرمقاله شماره 1160 مورخ 12 خرداد ماه جاري تحت عنوان «مردم بهوش» کوشش کرده است مختصر فعاليت محدود و حضور نهضت آزادي ايران را در جامعه نمودار وجود «آزادي» و نبودن «جو اختناق» قلمداد کند بسيار دور از واقعيات عيني موجود در جامعه است.

  ملاک مردم براي شرايط «آزادي» و «اختناق» حقوق ملت مندرج در فصل سوم قانون اساسي، شعارهاي انقلاب و بيانات امام امت بويژه در جريان انقلاب است که متأسفانه با عملکرد کنوني مسئولان مملکتي مغايرت فاحشي دارد.

  آزادي که موهبتي است الهي و در قانون اساسي حدود آن مشخص شده است فقط اختصاص به مسئولان مملکتي و همفکران آنها نداشته و اصولاً براي مخالفين موضوعيت و مفهوم پيدا مي‌کند. آيا مخالفين شما از آزاديهاي تصريح شده در قانون اساسي برخوردار هستند؟

  آيا همين حالا اجازه مي‌دهيد نهضت آزادي ايران ميتينگي در امجديه يا محلهاي مشابه تشکيل دهد و نيروهاي انتظامي امنيت محيط و مردم را تضمين خواهند کرد؟

 

جناب آقاي رئيس جمهور

  به نظر ما اينگونه بيانات خلاف واقع نه‌تنها دردي را دوا نخواهد کرد بلکه موجبات بي‌تفاوتي و بدبيني بيشتر مردم و فاصله گرفتن قشرهاي ديگري از انقلاب خواهد بود.

  در صورتي که نظر ما مورد تأييد نيست پيشنهاد مي‌کنيم گروههاي بي‌نظر و مطلع را انتخاب و با نمونه‌گيري معرف در سطح جامعه نظر مردم را راجع به مسئله وجود «آزادي» و يا «اختناق» جويا شويد. ما پيشاپيش نتيجه چنين نظرخواهي بي‌نظرانه و علمي را مي‌پذيريم ولي از هم اکنون به شما مي‌گوئيم که قاطبه مردم با اين بيانات جنابعالي که در جامعه کنوني ما «فضاي آزاد سياسي» وجود دارد و مردم «احساس آزادي» مي‌کنند، موافق نخواهند بود.

 نهضت آزادي ايران

 

 

شماره:347/4/21

تاريخ: 28/03/1362

پاسخ به سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي

روزنامه محترم جمهوري اسلامي

  در سرمقاله شماره 1160 مورخه پنج شنبه 12 خرداد آن روزنامه تحت عنوان «مردم بهوش» عناياتي! طبق معمول به نهضت آزادي ايران کرده و آزاديهايي براي آن شمرده بوديد که براي روشن شدن اذهان نويسنده و خوانندگانتان و نيز براي آنکه ساير احزاب غبطه اين مواهب را نخورند و بدخواهان حسد نکنند پاسخ مختصري تقديم مي‌نماييم و اميدواريم اين بار با درج آن به وظيفه شرعي و قانوني خود عمل کنيد و نمونه‌اي از وجود آزادي بدهيد.

  نويسنده سرمقاله در بحث پيرامون مسئله «اختناق و آزادي» با بيان اينکه: «اختناق کجاست؟ در اين کشور کدام مطبوعه را کنترل کرده‌‌اند، يا کدام خطيب را ممنوع‌المنبر و يا کدام جلسه را منحل؟...» شاهد مثال و دليل عيني مدعاي خود را نهضت آزادي سراغ داده و اظهار نموده:

هنوز که هنوز است نهضت آزادي با وجود سابقه‌اي که مي‌دانيد، با وجود همدستي‌اش با بني‌صدر، با وجود حمايتش از منافقين، جلسات درس و سياسي تشکيل مي‌دهد و البته چه بسا در ميان جلسات بگويند وا اختناقا! دولت هم کاري به آنها ندارد، يعني تا وقتي توطئه‌اي در کار نباشد کاري ندارد...»

  اظهارات فوق پاسخ حضرت موسي(ع) به منت‌گذاري‌هاي فرعون را به خاطر مي‌آورد که فرمود:

  تلک نعمه تمنها علي ان عبدت بني اسرائيل(1)

  نهضت آزادي اگر بنا به وظيفه و رسالت اجتماعي امر به معروف و نهي از منکر انتقادي کرده يا تذکري داده تنها براي خودش نبوده که شما شاهد مثال از آزادي‌هاي خصوصي التفاتي مي‌آوريد؟ گويا اجازه تشکيل کلاس‌هاي قرآن، نهج البلاغه، تاريخ اسلام و تاريخ صدساله اخير ايران و امثالهم کرامتي بوده که از آن غفلت کرده‌ايم! بگذريم از اينکه آگهي تشکيل اين کلاسها را هم روزنامه‌هاي رسمي حتي به صورت آگهي (با دريافت بها) حاضر به چاپ کردن نشده‌اند!

  و نه ‌تنها آگهي تشکيل کلاسها را بلکه حتي آگهي تسليت ما به مناسبت درگذشت روحاني عاليقدر مرحوم آيت‌الله انگجي را هم حاضر به چاپ نشدند.

  در مورد کنايه نيشدار «با وجود سابقه‌اي که مي‌دانيد» همينقدر بايد به اطلاعتان برسانيم که خوشبختانه اين جمعيت مانند برخي احزاب بعد از پيروزي انقلاب نروئيده و سابقه کاملاً روشني دارد که براي اهل انصاف و تقوي ابهامي ندارد. در مورد دو ايراد ديگر نيز (همدستي و حمايت) به حد کافي پاسخ شفاهي و مکتوب داده‌ايم که در خانه اگر کس است «صد» حرف بس است.

  اما نداي اختناق و عدم آزادي که موضوع سرمقاله شما شده است، اگر تشکيل کلاسهاي درس سياسي و جلسات دعا و جشن و سوگواري داخلي يا سخنرانيهاي خصوصي که در زيرزميني کوچک اجرا مي‌شود، آن هم زير تهديد حملات اسلحه به دستان «مجاز ولي غيرمسئول و غيرمعاقب» که مزه آن را چند بار چشيده‌ايم آزادي حزبي بناميد و براي سر ما هم گشاد بدانيد، حرفي نداريم. همچنين تهديدهاي تلفني و مزاحمت‌هاي اداري براي نام نوشتگان کلاسهايمان، شل کن سفت کن‌هاي وزارت کشور در تشکيل جلسات و بخصوص هزاران افترا و ناسزا که رسانه‌هاي گروهي و مقامات دولت و جماعت ، هربار که اعضاي نماينده نهضت در نطق قبل از دستور مجلس مي‌کنند يا نامه درددلي مي‌نويسند، نثارشان مي‌کنند، اگر چاشني‌هاي آزادي در قاموس آن روزنامه محترم باشد ما مقاله شما را بوسيده و آزادي اعطايي را حلوا حلوا خواهيم کرد. ضمناً از اينکه چند ماهي است وزارت ارشاد اجازه چاپ و فروش بعضي کتابها و نشرياتمان را داده و دکه‌اي در جلو محل حزب داير کرده‌ايم، ممنونشان هستيم.

  اما برادر عزيز آخر انصاف هم چيز خوبي است، آيا نمي‌پرسي حزبي که روزنامه مربوطه‌اش برخلاف قوانين مصوبه خودتان توقيف است و به درخواست روزنامه ارگانش حدود دو سالي است پاسخي نداده‌‌اند و از تشکيل اجتماع و دعوت عمومي محروم است، چگونه آزاد است؟ وقتي جوابها و دفاع‌هاي مظلومانه‌اي را که به مقالات و ادعاها و اتهامات و فحش‌هاي ناروا مي‌دهد اصلاً درج نمي‌کنند (از جمله خود شما و به کرات)، آگهي‌هاي تسليت و تبريک‌هايش را چاپ نمي‌کنند، يا وقتي امضاي چند نفر از اعضايش همراه با ديگران پاي دعوت براي مجلس بزرگداشت از شهيدي (مثلاً دکتر چمران) مي‌آيد همان اسلحه به دستان مجاز ولي غيرمسئول و غيرمعاقب سدي در مقابل در مسجد مي‌سازند و بالاخره مقامات قضايي از رسيدگي به دهها تظلم و اعلام جرم قانوني که به خاطر هتک حيثيت و نقض حق و قانون کرده است، مستمراً استنکاف مي‌ورزند... آيا با وجود اينها شما باز هم مي‌گوييد «اختناق کجاست؟» و در اين کشور کدام مطبوعه را کنترل کرده‌اند؟ کدام خطيب را ممنوع‌المنبر و کدام جلسه را منحل کرده‌اند؟... لااقل بگوييد آزادي نسبي است و مخصوص بعضي از احزاب يا افکار و يا اصلاً در شرايط حاضر انقلاب و جنگ به مصلحت کشورمان نيست.

  شما به سر ما منت مي‌گذاريد که نهضت آزادي، آزادي دارد. البته آزاديد چنين بگوييد، بنويسيد و بکنيد و باز هم عرايض ما را درج نکنيد ولي مطمئن باشيد که به زودي در پيشگاه الهي مجبور به پاسخ خواهيد شد.

  يابن آدم انك ميت، انك مسئول، انك موقوف بين يدي الله فاعد له جواباً(2)

روابط عمومي

نهضت آزادي ايران

(1) شعراء/22ـ آيا اين نعمتي است كه منتش را بر مي‌نهي حال آنكه بني‌اسرائيل را برده گرفتي؟

(2) امام سجاد(ع): اي فرزند آدم تو مي‌ميري، تو مورد سوال قرار مي‌گيري، تو در پيشگاه الهي خواهي ايستاد، پس براي او جوابي آماده كن