|
آزادي سياسي جايي در تفکر دولت نهم ندارد محمد توسلي در مصاحبه با روز باربد کاوه، 30/7/1385 با محمد توسلي، رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران درخصوص کارنامه سياسي دولت، انتخابات شوراها و جبهه دموکراسي خواهي گفت و گو کرديم. وي با تاکيد بر اينکه آزادي سياسي، جايي در تفکر دولت نهم ندارد، مي گويد:"دولت نهم طرفدار انديشه اقتدارگرايانه است."
کارنامه سياسي دولت نهم را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ کارنامه سياسي دولت را در طول اين يک سال مثبت ارزيابي نمي کنم. مجموعه شاخص هاي عملکرد دولت نهم نشان مي دهد که فشار بر مطبوعات، احزاب سياسي، بخصوص جنبش کارگري، جنبش دانشجويي و ... به طور قابل ملاحظه اي افزايش پيدا کرده است. در زمينه جنبش کارگري نهضت آزادي ايران نشريه اي با عنوان" تحليل مسايل و مشکلات كارگران ايران و پيامدهاي آن ها" در مهرماه منتشر كرد که مي توانيد در سايت نهضت يا ميزان نيوز ببينيد. تحليل جامعي از مسايل جامعه کارگري ايران و فشارهايي که بر کارگران هست و تحليل پيامدهاي اين فشارها. بنابراين ما از لحاظ سياسي اين روند را روندي مطلوب و در راستاي منافع ملي ارزيابي نمي کنيم.
چرا فشار بر روي دانشجويان بيشتر از ساير اقشار است؟ براي اينکه دانشگاه يک کانون با نشاط، فعال، مستقل ومرتبط با همه اقشارجامعه و تاثيرگذاراست وبنابراين بايد فعاليت هاي آن كنترل و مهار شود. درشرايط كنوني جامعه ما سه جنبش تاثيرگذار وجود دارد: جنبش دانشجويي، جنبش زنان و جنبش کارگري. در هر سه زمينه در يک سال اخير فشار قابل ملاحظه اي بر آنها بيش از گذشته وارد شده است.
چرا اصلا با نهادهاي مدني مقابله مي شود؟ همانطور که دولت نهم در برنامه هاي خود اعلام کرده بطور كلي به آزادي، دموکراسي و حقوق بشر اعتقادي ندارد و طرفدارانديشه اقتدارگرايانه اي است که در آن بطور طبيعي نهادهاي مدني از جمله احزاب، مطبوعات آزاد و آزادي هاي اساسي مردم جايي ندارد.
اين رفتار چه پيامدهايي خواهد داشت؟ پيامدهاي اين نگرش اقتدارگرايانه به تدريج موجب رشد آگاهي مردم و تعميق شكاف ملت با حاكمان مي شود. پيامدهاي تشديد اين نارضايتي ها در عرصه هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي موجب عدم مشارکت مردم در اداره جامعه و توسعه بحران ها خواهد بود. اين بحران ها هم در عرصه داخلي و هم در عرصه روابط خارجي شکل مي گيرد که ما آثار چنين بحران هايي را در شرايط کنوني شاهد هستيم.
اصلاح طلبان در اين فضا چه وظيفه اي دارند؟ وظيفه اصلي اصلاح طلبان در شرايط كنوني حفظ و تقويت وحدت و انسجام داخلي در چارچوب اهداف و برنامه هاي حد اقلي مشترك درراستاي مطالبات تاريخي و راهبردي ملت ايران ورويارويي با انحرافات از اصول و آرمان هاي اوليه انقلاب است. وقت آن رسيده است که اصلاح طلبان از تجربيات گذشته و پراکندگي ها که موجب شد تا محافظه کاران به طور يک جانبه تمام قدرت را در دست بگيرند عبرت بياموزند. آنها در انتخابات شوراهاي دوم به خاطر عملکرد شوراي اول و پراکندگي ديدگاه ها و ليست ها، عملا شوراها را در شهرهاي بزرگ و از جمله شهر تهران به محافظه کاران واگذاركردند. محافظه كاران هم از امکانات و تسهيلات شهر تهران استفاده کردند و اكثريت مجلس هفتم وسپس رياست جمهوري را در اختيار گرفتند. اصلاح طلبان بايد از اين تجربيات عبرت بگيرند و کوشش کنند خودخواهي ها،خود محوري ها و منيت هايي که موجب شكست روشنفکران و اصلاح طلبان بوده است مهار شود.لازمه اين كار احترام به ديدگاه هاي ديگران و تاكيد بر وجوه اشتراك، بجاي برجسته كردن وجوه اختلاف و تفاهم بر شعارهاي حداقلي براي همکاري جمعي است. اين توصيه در واقع در راستاي همان راهبرد وفاق ملي است که نهضت آزادي ايران از همان سال هاي 1381 به عنوان يک راهبرد ضروري براي خروج از بحران هاي کشور مطرح کرد . به نظر مي رسد امروز بيش از سال 81 پيگيري اين راهبرد، دست كم توسط روشنفکران و اصلاح طلبان ايران ضرورت داشته باشد.
اما ائتلاف 18 گانه کوچک تر از 9 سال قبل شده و هيچگاه هم از گروه هايي مانند نهضت آزادي دعوت به همکاري نکرده و ائتلافشان را گسترش نداده اند. به نظر شما اصلاح طلبان به اين ضرورت توجه دارند؟ پاسخ اين سئوال را بايد از خود اصلاح طلبان بگيريد. تا وقتي آنها بين خودشان هماهنگي ايجاد نکنند و در انتخابات، ائتلاف واحدي به وجود نياورند چگونه مي توان انتظار داشت با نيروهاي اصلاح طلب خارج از حاکميت به هماهنگي برسند؟ به همين علت ما در راستاي منافع ملي توصيه كرده ايم اصلاح طلبان دست كم هماهنگي لازم را در بين نيروهاي خود به وجود بياورند و با عبرت گرفتن از تجارب گذشته، در انتخابات شوراها ليست واحدي بدهند.
آيا نهضت آزادي تمايل دارد که در ليست واحدي با اصلاح طلبان باشد؟ ما انتظارمان اين است که در وهله اول خود اصلاح طلبان ليست واحدي ارائه دهند. اگر در اين ليست واحد، افراد واجد شرايط نهضت هم وجود داشته باشند طبيعتا استقبال مي کنيم.
از جبهه دموکراسي خواهي چه خبر؟ اساسنامه و منشور جبهه دموکراسي و حقوق بشر آماده شده و در اختيار احزاب، گروه ها و شخصيت هاي سياسي که در هيات موسس بودند گذاشته شده است. بعد از اين مرحله قرار است هيات موسس تاسيس جبهه مزبور را اعلام كند.
آيا آن ايرادات و نقد هايي که به منشور اوليه جبهه که توسط دکتر معين منتشر شده بود در بررسي هاي نهايي رفع شد؟ من نمي دانم چه نقدهايي بوده اما تصور من اين است که منشور و اساسنامه اي که آماده شده بر اساس يک ديد درازمدت بوده؛ و بستري است تا همه نيروهاي اصلاح طلب جامعه ايران، كه به گفتمان غالب در شرايط كنوني يعني آزادي، دموكراسي و حقوق بشر باور دارند و منشور و اساسنامه جبهه را مي پذيرند بتوانند در آن و در راستاي اهداف مشترک همکاري داشته باشند.
حتي نيروهاي سکولار؟ بله نيروهاي سکولار هم با پذيرش اساسنامه و منشور ميتوانند با اين جبهه همکاري داشته باشند.
آيا اين جبهه وارد انتخابات آتي هم مي شود؟ جبهه دموکراسي و حقوق بشر قرار نيست وارد مسائل انتخاباتي شود و نامزد بدهد. اما اين جبهه از انتخابات آزاد و سالم و تمام مواردي که در جهت حفظ حقوق مدني و حقوق شهروندي باشد پاسداري ميکند. اما چون هنوز تشکيل اين جبهه اعلام نشده طبيعتا در اين مقطع نميتواند فعاليتي داشته باشد.
|