|
متن كامل سخنراني سركار خانم فرشته بازرگان درمراسم يادبود دوازدهمين سالگرد پدر در حسينيه ارشاد بسم الله الرحمن الرحيم " بازيابي ارزشها " ربنّا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا منَ لدنکَ رحمه، انکّ انت الوهاب 8/3 اين دعايي است برخاسته از دل که در ابتداي سوره آل عمران بر زبان خردمندان و صاحبدلان جامعه جاري شده است. آنان از خدا ميخواهند که: پروردگارا پس از اينکه هدايتمان کردي دلهاي ما را دستخوش انحراف و کژي مگردان که در تفسير و درک آيات تو به بيراهه و لغزش افتيم. خداوندا از جانب خودت رحتمي بر ما فرست که تو بسيار بخشايندهاي. اين دعا و شرح و تفصيل پس از آن، سرفصل و مقدمه کتابي است که مهندس بازرگان در سال 60 تحت عنوان « بازيابي ارزشها » نوشته است که سه جلد از آن منتشر گرديده اما جلد چهارم آن پس از گذشت حدود بيست سال هنوز اجازه انتشار نيافته است. اين کتاب مجموعه مقالات و سخنرانيهايي است که بازرگان در سالهاي 59 و 60 ايراد کرده بود. هنگامي که کشور درگير جنگي فرسايشي و طولاني با عراق بوده و در داخل نيز و در درون مرزها اختلافات، درگيرها و تنشهاي داخلي آغاز گرديده بود. سالهاي بسيار سخت و شروع خشونت و بيمهريها، محدوديتها، آغاز تفرقه و خطکشيها دستگيريها و خودمداريها! مهندس بازرگان مانند هميشه با تغيير زاويه نگرش نسبت به رويدادها و تلاطمات جامعه و با بيرون آمدن از متن جنجالها، هياهوها و شعارهاي غالب روز، نگاهها و افکار را متوجه مبداء و مسيري مينمايد که فراتر از کوتاه نظريها و تصفيهحسابها و درگيريهاي سطحي و خودمحورانه دنيايي ميباشد. او يادآور ارزشهايي ميشود که مردم به خاطر احياي آنها به پا خاسته و انقلاب کرده بودند او تنها راه نجات از بنبستهاي اجتماعي و سياسي را در بازيابي مجدد و احياي ارزشهاي متعالي الهي و انساني و اخلاقي ميداند و حکيمانه و مشفقانه نسبت به عواقب جامعه خالي از اين ارزشها هشدار و انذار ميدهد. ما چو کشتيها به هم برميزنيم تيره چشميم و در آب روشنيم چنين به نظر ميرسد که ما انسانها در هيچ زمان و هيچ شرايطي بينياز از بازيابي ارزشها و بازنگري عملکردمان و توسل و توکل به خداوند نيستيم. نگاهي گذرا و حتي نه چندان عميق و علمي به وضعيت و شرايط جامعه امروز خودمان و عليالخصوص جامعه جوان کشورمان و پس از گذشت نزديک به سه دهه از انقلاب و فروپاشي رژيم سلطنتي، ارزيابي معيارهاي مقبوليت و ارزشها و اولويتهاي حاکم بر جامعه و عادات و اخلاقيات رايج در سطح اجتماع هر ناظر صاحب دلي را تحير و تأسف واميدارد. جامعهاي که در آن معيارهاي حق و باطل چنان به هم آميختهاند که تشخيص سره از ناسره را غيرممکن ميسازد. ارزشهاي اصيل اخلاقي فرو ريخته، دين متاعي دنيايي شده، بازار تظاهر، ريا، نفاق و نقاب داغ و صفا و صداقت، خلوص، عمل به ايمان و اعتقاد و اعتماد بدين و دينداران کم رنگتر و کم رنگتر شده است.
در عوض کمتر کشوري را در دنيا سراغ داريم که در و ديوار شهرهايش همگي مزّين به آيات کتاب آسماني، احاديث و روايات ديني و اخلاقي شده باشد و رسانههاي جمعي شبانهروز به وعظ و نصيحت و پخش شعارهاي زيبا و کلمات قصار بپردازند. هر ناظر بيطرفي با سپري کردن يک روز در پايتخت کشورمان و گذران ساعاتي در اين شهر نابسامان و آشفته و آلوده به آساني به وجود زخمهاي عميق اجتماعي، فرهنگي، مديريتي و اخلاقي حاکم بر جامعه پي خواهد برد و نياز به ارائه آمار و ارقام و مستندات نخواهد داشت ولي در دنياي امروز تأثير کلام و ادعاي مطلبي زماني موثر و مقبول خواهد بود که مستند به آمار، ارقام، مدارک و شواهد عيني و علمي گردد و معتبرتر اينکه به قلم و زبان مسؤولين و دست اندرکاران مسائل اجتماعي و اخلاقي کشور باشد. براي ترسيم تصوير دقيقتري از جامعه بحراني امروز خود، آمار منتشره در روزنامه شرق در آذرماه سال گذشته (1384) را درباره نابسامانيهاي اخلاقي و اجتماعي جامعه مرور ميکنيم: اين آمار و ارقام توسط 23 نهاد و سازمان درگير با آسيبهاي اجتماعي تحقيق و تهيه و منتشر گرديده است. جامعه شناسان شرايط فعلي اجتماعي ما را " شورش سفيد " ناميدهاند. آمارها ميگويند، سن بزهکاري در ايران و در سالهاي اخير به زير 10 سال، کف سني فحشا به 14 سال و کف سني اعتياد به 12 سال رسيده است. نزديک به 14 ميليون نفر در کشورمان با مشکلات روحي و رواني دست به گريبانند. طبق همين آمار در دهه دوم پس از انقلاب آسيبهاي اجتماعي سالانه رشدي معادل 5 درصد داشته است و در مقايسه با سال قبل هر سال خشونتهاي خانگي از قبيل شوهرکشي، زنکشي، والدين کشي و فرزند کشي رشد 35 درصدي را نشان ميدهد. رشد اعتياد 27 درصد، رشد آمار جوانان و نوجوانان در معرض اعتياد 60 درصد، فرار دختران از خانه 23 درصد، طلاق 17 درصد و رشد ازدواج موقت را 20 درصد شاهد بودهايم. افزايش مواردي نظير خودکشي و عقايد شيطانپرستي رشد 20 تا 30 درصدي- داشته و رشد صد در صدي ايدز در مقاطع دانشآموزي گزارش گرديده است. گزارشها حاکي از، توزيع و پخش مواد روان گردان و مشروبات الکلي در مدت زماني کمتر از دو هفته پس از توليد در سطح کشور توسط باندهاي گسترده است. هم چنين روزنامه آفتاب يزد در تاريخ آبان ماه 85 به نقل از مدير کل مبارزه با جرائم اقتصادي ناجا خبر از افزايش 102 درصدي کشفيات داروي قاچاق و 119 درصدي کشفيات سوخت قاچاق و تشکيل بيش از 8 هزار پرونده مفاسد اقتصادي براي دانه درشتها خبر ميدهد. حال نگاهي بياندازيم به جامعه نخبگان، المپيادهاي جوان و آيندهسازان و چشم و چراغهاي ملت و دلخوشي سازمانهاي- آموزشي و تربيتي کشور. مطالعات و تحقيقاتي که توسط صندوق بينالمللي پول در سال 2004 بر روي 61 کشور جهان بعمل آمده است نشان ميدهد که ايران با خروج ساليانه بيش از 150،000 نفر از نخبگان کشورش به اميد يافتن جايگاهي والاتر و جامعهاي سالمتر مقام اول را در جهان کسب نموده است. اين مطالعات دلايل مهاجرت نخبگان ايراني را به اميد يافتن شرايط بهتر اقتصادي، اجتماعي، علمي، امنيت سياسي، اعتقادي و شغلي، و گريز از جامعه تک صدايي، اعمال تبعيضات، عدم دسترسي به امکانات مساوي اجتماعي، عدم رعايت حريمهاي شخصي و تحمل عقايد متفاوت ديني و سياسي بر شمرده است. به تأييد آقاي دکتر معين وزير علوم وقت و از قول خبرگزاري ايسنا در سال 1380 تعداد نخبگاني که از کشور مهاجرت کردند 220،000 نفر بوده است. آقاي زاهدي وزير علوم دولت نهم نيز سال گذشته رقم 180،000 نفر را ذکر کرده است و اما آمارهاي قوه قضاييه از اختلافات و درگيرهاي روزانه و زندانيها... روزنامه اعتماد ملي مورخ 16 آبان 85 به نقل از رئيس قوه قضاييه مينويسد: ما در سال 81 حدود 800 هزار بازداشت موقت داشتهايم که اکنون به 600 هزار نفر رسيده. ايران از لحاظ تعداد زندانيان در جهان مقام پنجم را دارد. تعداد زندانيان ما سه برابر ظرفيت زندانهايمان است. زندانهاي ما ظرفيت 50 الي 60 هزار نفر را دارد. سردار جعفري رئيس پليس آگاهي نيروي انتظامي نيز از دستگيري 50 هزار سارق در طي 7 ماه گذشته خبر ميدهد که 60 درصد مجرمان غيرحرفهاي و تازه کار بودهاند که اين از لحاظ فرهنگي و اجتماعي قابل بررسي است. خبرگزاري مهر در تاريخ 1/8/85 به نقل از مدير کل پيگيري و هماهنگي امور استانها و سازمانهاي قوه قضائيه مينويسد: " در سال گذشته 4 ميليون پرونده در شورايهاي حلّ اختلاف و 6 ميليون پرونده در دادگستريها مورد رسيدگي قرار گرفت که اين براي کشور ما يک فاجعه است." چند سال قبل تعدادي از قضّات کشورمان براي شرکت در يک کنگره و گردهمايي به کشور سوئيس مسافرت کرده بودند. يکي از آقايان قضات چنين نقل ميکرد: که در سوئيس که بوديم به منظور آشنايي با نحوه قضاوت و دادرسي آن کشور از مقامات قضايي آنان درخواست حضور در يکي از محاکم دعاوي شهر را نموديم. در جواب ما اظهار داشتند که به جهت کمي اختلافات و دعاوي در اينجا به ندرت دادگاهي تشکيل ميشود. ما ميبايست از قبل ميدانستم تا بتوانيم براي حضور شما در يک دادگاه واقعي برنامهريزي کنيم و حالا فقط ميتوانيم به صورت نمايشي براي شما اين کار را انجام دهيم. مطالبي که عنوان گرديد و آمارها و ارقام شايد تا حدّي ابعاد مشکلات و نارساييهاي اجتماعي و اخلاقي ما را نشان بدهد و مشخص نمايد که ما در جامعه با بحرانهاي عميق هويتي و ارزشي و اخلاقي چه به صورت فردي و چه در مناسبات و روابط اجتماعي مواجه هستم. دين گريزي در ميان جوانان، زير سوال رفتن ارزشهاي مذهبي و اشباع فضاي جامعه نسبت به "نصحيت و ارزشگرايي" که در نتيجه افراط و يا وعظ واعظان غيرمتّعظ پديد آمده است، موجب روي نهادن جوانان به سمت و سوي جذابيتهاي سطحي، پوچ و بعضاً مبتذل و تخديري شده است. در اين ميان همراه با تشويق و اشاعه افکار سطحي و خرافههاي مذهبي در رسانههاي عمومي کشور، شاهد گرايشهاي انحرافي يا به سوي افکار متعصبانه و قشري هستيم يا به سمت لاابالگيريهاي بيسابقه و مخرب. برخي نيز در اين بحران ارزشي، به جاي روي آوردن به عرفاني ناب و انسانساز، شيفته صوفگيرهايي افراطي و انزواطلبانه شدهاند که بر جّو بيتفاوتي و بيقيدي نسبت مسئوليتهاي اجتماعي به سياست و سرنوشت جمعي بيش از پيش ميافزايد. چنانچه ما عاجلانه و خردمندانه چارهاي نياندشيم و مرهمي بر زخمهاي عميق و هولناک جامعه اخلاقي خود نگذاريم و در پي تغيير و تحّولي نباشيم متاسفانه با عواقب و پيآمدهاي جديتر و لطمات جبران ناپذيرتري روبرو خواهيم گشت. خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نخواهد داد مگر خود آنان تغيير نمايند. حضرت علي ميفرمايد: درد از تست و درمانش نيز بدست خود تست. براي ايجاد هر تغيير و تحولي قدم اول و شرط نخست شناخت دقيق و علمي و مطالعه کارشناسانه و روانشناسانه جامعه است. پيامبر ميفرمايد شناخت و تشخيص مسئله نيمي از راه حل آن ميباشد. انيشتن ميگويد: با همان ذهنيتي که مسئلهاي را بوجود آوردهايم قادر به حل آن نخواهيم بود. براي حل مسئله بايد اول ذهنيت و نگرش خود را تغيير دهيم. ما نميتوانيم همواره چون کبک سرزير برف فرو برده و خودمان را از عيب و نقص مبري ببينيم و انگشت اتهام را پيوسته متوجه بيرون از خود بکنيم. خودمان را با شعارهاي زنده باد و مرده باد سرگرم کرده و علت ناکاميهايمان را در بيرون از خود جستجو کنيم. نگاهي به کشور همسايه خود عراق بياندازيم، کشوري که سالهاست روي آرامش و امنيت را بخود نديده است. و در آتش جنگ خارجي و اختلافات داخلي همچنان ميسوزد. يک صدام بالفعل از ميان رفت اما صدها و هزاران صدام بالقوه و خلق و خو و فرهنگ صدامي را در ميان ملتش باقي گذارد سوره روم 41/30: " ظََهَر الفساد في البّر و البحر بما کسبت ايديالناس ليذيقهم بعض الذي عَملُِوا لَعلّهمُ يرجعون" ترجمه : به خاطر دست آورد مردم، در خشکي و دريا تباهي و پريشاني رخ داده است، تا خداوند نتيجه برخي از اعمالشان را به آنها بچشاند. بسا که باز گردند. ملت ما عميقاً نيازمند بازگشتي فراگير به سمت و سوي ارزشهاي اصيل اخلاقي و ديني و انساني است. جامعهاي که در آن اصول اخلاقي ساقط گردد نه دين را در آن بقائي است و نه دنياي آبادي خواهد داشت. براي اعمال هر تغيير و تحّولي عبور از سه مرحله ضروري به نظر ميرسد. 1- مرحله اول داشتن انگيزه، اراده و اميد براي ايجاد تغييرات 2- مرحله دوم کسب آگاهي و اطلاعات در جهت چگونگي تغيير وضعيت موجود 3- مرحله سوم اعمال اراده، تمرين، تلاش و داشتن پشتکار در حرکت به سمت وضعيت مطلوب و تغيير شرايط موجود شرط اصلي توفيق و نتيجه بخشي مطلوب هر تحول و تغيير و انقلاب اجتماعي و يا سياسي انجام يک پيش انقلاب عمومي و دروني ميباشد يعني آغاز حرکت از فرد به جمع و از درون به بيرون. امکان بروز و ظهور اين تحولات نيز در شرايط آزادي و داشتن حق انتخاب در انسانها تجلّي ميگردد. تغييرات ريشهاي در اجتماعات بايد زاييده از درون تک تک افراد جامعه باشد. اگر عرصه درون پاک نباشد، عرصه برون نيز مبارک نخواهد شد. تو با دشمن نفس هم خانهاي چه دربند پيکار بيگانهاي؟ خداوند سرچشمه ايمان و اعتقاد و ميل به رشد و تعالي و رستگاري را در درون خود انسانها بنا نهاده است و اينها اموري قلبي و دروني هستند که با دستور و تکليف و بخشنامه و يا تهديد و تطميع بوجود نميآيند. خداوند در سوره انفال 52/8 ميفرمايد: اين بدان جهت است که خدا نعمتي را که بر گروهي ارزاني داشته تغيير نخواهد داد، مگر آنگاه که انديشه و روش خود را تغيير دهند. زيرا که او شنوايي داناست. ذلِکَ بما قََدمّت ايديکم و انّ الله ليس بظّلام للعبيد چون بکاري جو نميرويد غير جو قرض تو کردي ز که خواهي گرو او ما را به اعمالمان ميشناسد و ميسنجد و نه با ادعاهايمان. بازرگان در کتاب " ذره بيانتها " مينويسد. " شخصيت انسانها تنها در سايه آزادي و اختيار شکوفا ميشود. شخصيت از زماني شکل ميگيرد که آزادي عمل و اختيار وجود داشته باشد و هر فرد بنابر اختيار و تشخيص خود و با به کار انداختن عوامل و مسائل شخصي آن را اکتساب ميکند. او ميگويد: "خدا در محيط استبداد پرستيده نميشود." او در اکثر سخنرانيها و نوشتههاي خود بر اين نکته تاکيد ميورزيد که هدف اصلي و رسالت پيامبران الهي رهايي و آزادي انسان از هر گونه اسارت و بندگي غير خداست و پس از آن گسترش محبت، عدالت عشق و مدارا در جامعه
چون به آزادي نبوت هادي است مومنان را زانبياء آزادي است اي گروه مومنان شادي کنيد همچو سرو و سوسن آزادي کنيد
او در کتاب بازيابي ارزشها ميگويد: " خداپرست به جاي اينکه خود را مرکز و محور جهان هستي گرفته و به هر چيز و حتي علم و دين به چشم بهرهگيري نگاه کند و طالب دنيا باشد، بنده عاشق خدا و هماهنگ و خدمتگزار خلق خدا ميگردد. " او بر اين عقيده بود که اولين شرط خدمتگذاري دينداران جامعه در دعوت مردم و جذب جوانان، وجود صداقت، راستي، درستي و خلوص در خود آنان و سپس حضور ميل و انگيزه و اختيار انتخاب ميباشد. روانشناسان معاصر نيز تجلّي ويژگيهاي انسان کامل را در شرايط آزادي و قدرت و امکان انتخاب ميدانند يعني وجود بستر و زمينهاي که انسان را در به فعل رساندن استعدادهاي بالقوهاش ياري رسانده و افرادي بسازد که به جاي مديريت زندگي جاري و روزمره قادر به راهبري خود به سمت ارزشهاي متعالي گردند. بنابر اين ما براي اصلاح جامعه بحران زده خود نيازمند بازنگري در ارزشهايمان، اصلاحات و تغييرات ريشهاي و اساسي چه به صفت فردي و چه به صفت اجتماعي ميباشم. ميبايست که خرد و خردمداري را جايگزين خودمداري. شعور را بر شعار، تعّقل را به جاي تقليد ناآگاهانه و تفکّر و تدّبر را برگزينيم. با پشتکار و مداومت در ايجاد حرکتهاي فرهنگي و آگاهي بخش در جامعه ارزشهاي اصيل اخلاقي را ترويج و احياء نماييم. مولاي متقيان ميفرمايد: " مردم اصلاح نميشوند، مگر به اصلاح واليان و واليان نيز اصلاح نميگردند، مگر به استقامت مردمان." پس همگي رو به خدا کرده و مجدداً دعاي خردمندان و انديشمندان را براي اصلاح و هدايت خود و حاکمان جامعه با هم تکرار ميکنيم: ربنّا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا منَ لدنکَ رحمه، انکّ انت الوهاب
در خاتمه عرايضم از طرف خانواده مرحوم مهندس بازرگان از کليه سروران گرامي که با شرکت خود دراين مجلس يادبود ياد او را گرامي داشته و بر ادامه راه بازرگان که راه بازگشت به اصول و ارزشهاي انساني و اخلاقي و الهي است تاکيد ورزيدند صميمانه تشکر ميکنم.
|