كردستان
دكتر مصطفی چمران

 

حادثة قارنـه1

قضيه قارنه چيست؟ روزگاری كه حادثه قارنه اتفاق مي‏افتد من اصولاً در پاوه بودم و از آن خبری نداشتم، بنابراين جرياناتی را كه برای شما شرح مي‏دهم نتيجه تحقيقاتی است كه بعداً كميته تحقيقات برای ما روشن كرد.قارنه دهی است كوچك بين نقده و جلديان، روستايی كردنشين كه حزب دمكرات و يا احزاب چپ در آن قدرت داشتند و نقده شهری است ترك‏نشين. در جلديان و اشنويه و پيرانشهر پادگان‏ها و پاسگاه‏های ارتش و ژاندارمری وجود دارد، و عده‏ای از جوانمردان ترك ژاندارم‏ها و ارتشي‏ها برای رفتن به سر كار خود بايد از راه نقده به جلديان عبور كنند، و در اين راه از روستای قارنه بايد گذر نمايند. اما در مدت شش‏ماه عوامل مزدور هميشه و هميشه در اطراف قارنه كمين كرده‏اند و رهگذران را مي‏گرفتند و مي‏كشتند و غارت مي‏كردند و سر مي‏بريدند. حتی كار بجايی رسيده بود هنگامی كه كسی مي‏خواست از نقده به جلديان برود، مجبور بود كه در پناه يك تانك در جلو و يك تانك در عقب حركت كند تا در اطراف قارنه مورد كمين قرار نگيرد. به مدت شش‏ماه اين حمله‏ها و هجوم‏ها در اطراف قارنه عليه ترك‏ها و سربازان و ژاندارم‏ها در خط نقده به جلديان صورت مي‏گيرد. آخر بار هنگامی كه هجده نفر از ترك‏های نقده از جلديان برمي‏گشتند و به مرخصی مي‏رفتند، در نزديكي‏های قارنه بر آنها كمين مي‏شود و هر هجده نفر را مي‏كشند. آنها را مي‏كشند و سر آنها را مي‏برند و بدنشان را قطعه‏قطعه مي‏كنند و در وسط جاده مي‏اندازند. فقط يكی از آنها جان سالم بدر مي‏برد، و خود را به نقده مي‏رساند و از جنايتی كه گذشته است مردم را اگاه مي‏كند. زن و بچه كوچك و بزرگ از شهر نقده به طرف قتلگاه سرازير مي‏شوند هنگامی كه برادران و شوهران و بستگان خود را قطعه‏قطعه مي‏بينند تحريك مي‏شوند، شيون و داد و فرياد بلند مي‏شود. اين داغديدگان ترك عده‏ای به نقده مي‏روند و عده‏ای به جلديان و پيرانشهر،‌ و اقوام خود را خبر مي‏كنند كه چنين جنايتی درگرفته است. اطرافيان و كسان اين كشته‏شدگان بي‏گناه جمع مي‏شوند، و به قارنه حمله مي‏كنند و سي‏وسه نفر را در قارنه مي‏كشند، و بدين ترتيب انتقام مي‏گيرند.
من مي‏خواهم برای شما موضع خود را و موضع دولت را بگويم،‌ ما با كشتاری كه در قارنه اتفاق افتاده است مخالفت مي‏كنيم و كسانی را كه به قارنه حمله كرده‏اند و مردم را كشتند مجرم مي‏دانيم. اما در عين‏حال معتقديم آن كسانی كه هجده تفر ترك را مدتی قبل از اين جنايت در بيرون شهر در وسط جاده كشتند، آنها هم مجرمند، آنها هم بايد به محكمه سپرده شوند. ما معتقديم كه حادثة قارنه خودبخود بوجود نيامده است، قضيه‏ای است كه مثل حلقات زنجير يكی پس از ديگری بوجود آمده است، و اگر بخواهيم مجرمين قارنه را بگيريم و محاكمه كنيم بايد همه مجرمين را بگيريم و به دست محكمه بسپاريم. حتی مجرمينی ر اكه به مهاباد حمله كردند (همچنانكه در اول سخن خود بيان كردم) بددون آنكه گلوله‏ای از طرف سربازان به سوی آنها شليك شود، سربازان را و افسران را بي‏گناه كشتند. پادگان سنندج را محاصره كردند و عده‏ای را كشتند، پادگان بانه و سردشت را به آتش كشيدند و عده‏ای را كشتند. آن مجرمين نيز بايد به دست قانون سپرده شوند. بنابراين ما معتقديم كه هر كسی كه جنايت كرد بايستی محاكمه شود، اما مخالفين ما فقط به حادثه قارنه تكيه مي‏كنند، يك قضيه مجزا و ايزوله از تمام قضايای ديگر. تمام جنايت‏های خود را فراموش مي‏كنند،‌ مي‏گويند در اين قضيه چون ترك‏ها كردها را كشته‏اند، بنابراين مجرمين بايد تنبيه شوند، اما تمام جنايت‏هايی را كه خودشان در همان نقده انجام دادند، در مهاباد انجام دادند، چند ساعت قبل در همان محل هجده نفر را به خاك وخون كشيده‏اند، آنها را به حساب نمي‏آورند. ما معتقديم كه همه را يكجا بايد به حساب آورد، نه فقط مردمی را كه تهيج شده‏اند و برای انتقام خون عزيزان خود به قارنه حمله كرده‏اند و سي‏وسه نفر را به اين‏چنين كشته‏اند. اما مي‏بينيد احزاب چپ با تبليغات شيطانی خود همه را فراموش مي‏كنند، ‌همه را به كنار مي‏گذارند و فقط قارنه را درنظر مي‏گيرند كه بايد مجرمين قارنه محاكمه شوند.
بلي! اين است داستان قارنه.

 

 

مسلح كردن فئودال‏ها در كردستان

در همان روزها كه من در پاوه و مريوان بودم شخصی بيانيه‏ای منتشر مي‏كند و متذكر مي‏شود كه دكتر چمران و تيسمار ظهيرنژاد فرمانده لشگر اروميه و سرهنگ شهبازی فرمانده ژاندارمری منطقه، فئودال‏های كرد را مسلح كرده‏اند و جنگ بين فئودال‏ و كشاورز را بوجود آورده‏اند، بنابراين جنگ‏های كردستان نتيجه مسلح كردن اين فئودال‏هاست. اين در روزگاری انتشار پيدا مي‏كند كه من در مريوان در محاصره بودم و كمونيست‏ها و چريك‏های فدايي‏خلق و پيكاري‏ها و ضدانقلابي‏ها اين نامه را، اين اعلاميه را مي‏گيرند حدود چهارصدبار در روزنامه‏های مختلف تكرار مي‏كنند و در و ديوار شهرها را با اين اعلاميه‏ پر مي‏كنند كه مسئول جنگ‏ها و خونريزي‏های كردستان دكترچمران است، زيرا فئودال‏ها را مسلح كرده است. همچنين در يك مناظره تلويزيونی چريك‏های فدائي‏خلق عين اين تهام را وارد كردند و در مقابل آنها جوابی قاطع و دندان‏شكن داده شد كه لااقل يك نمونه بياوريد، يك نمونه نشان دهيد كه دكترچمران فئودالی را مسلح كرده باشد، آنگاه حق با شماست. آنها مي‏دانند كه نمي‏توانند نمونه‏ايی ارائه دهند. حتی ديده‏ايد كه چندين‏بار آنها را به مناظره دعوت كرده‏ايم كه اگر حرفی داريد، مطلبی داريد، بيائيد رودررو بيان كنيد. اگر اين استدلال متين و محكم و شكننده را مي‏توانيد جواب دهيد، اين گوی و اين ميدان، بفرمائيد. اما مي‏ترسند، فقط اعلاميه چاپ مي‏كنند و بر در و ديوار خيابان‏ها مي‏چسبانند كه فلانی فئودالی را مسلح كرده است و نه فقط فئودال‏های كردستان را، حتی فئودال‏های گنبد را، بنابراين مسئول جنگ و خونريزي‏های گنبد هم بشمار مي‏رود، درحاليكه من تاكنون به گنبد نرفته‏ام و آنجا را اصلاً نديده‏ام و با مسائل آن ارتباطی نداشته‏ام.اما اصل مطلب: برای شما بگويم اولاً- شخصی كه چنين اتهامی بر من وارد ساخته هيچگونه ارتباطی با امام امت نداشته و اما فرمودند كه اين مرد را نمي‏شناسم.
ثانياً- اگر اين اتهام به فرض‏محال صحيح باشد كه جنگ‏های كردستان با ورود من به كردستان و مسلح كردن فئودال‏ها بوجود آمده باشد، چرا از ابتدای پيروی انقلاب جنگ و خونريزی در كردستان بوجود آمده است؟ درحاليكه من شش‏ماه بعد به كردستان رفتم. هنگامی جنگ و خونريزی در كردستان شروع شده است كه من اصولاً در لبنان بودم، يعنی هنوز به ايران نيامده بودم. اگر ادعای آنها صحيح باشد بايد جنگ و خونريزي‏ها شش‏ماه بعد با ورود من به كردستان شروع شود. درحاليكه هنگامی شروع مي‏شود كه بيش از چند روز از پيروزی انقلاب نگذشته و من در لبنان بودم و اين نشان مي‏دهد كه اينان دروغ مي‏گويند، باطل مي‏گويند.
بعلاوه قاسملو خود بزرگترين فئودال منطقه است، خانواده او از بزرگترين فئودال‏های منطقه‏اند كه خون مردم را به شيشه مي‏كنند، چگونه اين فئودال‏های معروف مي‏خواهند عليه فئودال‏ها بجنگند. دقيقاً اينان عليه خلق مستضعف و فقط مسلمانان جنگيده‏اند و مي‏جنگند.حرفی كه در اعلاميه ذكر شده است اتهام بي‏جايی است كه به عمل بي‏طرفانه ژاندارمری ارتباط پيدا مي‏كند.ژاندارمری برای آنكه پاسگاه‏های خود را در مرز نگاهبانی كند عده‏ای به نام جوانمرد استخدام مي‏نمود،‌ برای استخدام سعی مي‏كرد كه از اهل محل استخدام كند كه با مردم محل نيز هماهنگی بيشتری داشته باشد. در ميان اين پاسگاهها كه در كنار مرز قرار گرفته‏اند تعدادی از آ‌نها در منطقه عشايری هستند و بنابراين اجباراً برای آنكه ژاندارمری از آن منطقه جوانمرد استخدام كند مجبور است كه از آن عشيره يا آن ايل كسانی را استخدام نمايد. بنابرای از اين ايل منگور يا ايل ديگری كه در نزديكی اشنويه زندگی مي‏كنند كسانی را استخدام كرده است. از ايل منگور شايد 250 نفر جوانمرد استخدام كرده و به آنها اسلحه داده است تا از پاسگاه‏های منطقه خود حفاظت كنند. يعنی مثل ژاندارم در داخل پاسگاه‏ها نگهبانی بدهند و حفاظت نمايند، در اشنويه نيز حدود پنجاه نفر از ايل موجود در اشنويه استخدام كرده است كه اين عشاير مخالف حزب دمكرات هستند. تمام حملات و اتهامات درباره ايل منگور و اشنويه است كه عدد آنها به حدود سيصدنفر مي‏سرد، ولی همين ژاندارمری در نقاط ديگری كه دمكرات‏ها بوده‏اند از دمكرات‏ها استخدام كرده است. حدود 700 نفر از كسانی را كه بعنوان جوانمرد در پاسگاه‏های مختلف استخدام كرده و به آنها اسلحه داده است از حزب دمكرات بوده‏اند و حتی كارت عضويت حزب دمكرات را داشته‏اند و ژاندارمری مي‏خواسته است بي‏نظری و بي‏طرفی خود را به همگان اثبات كند و نشان دهد كه برای او همه علي‏السويه هستند و در هر كجا از جوانان همان منطقه استخدام خواهد كرد. گرچه اين عمل اشتباه بود و اين 700 نفری كه از حزب دمكرات بودند و از ژاندارمری اسلحه گرفتند، اسلحه را دزديدند و تحويل حزب دمكرات دادند، و اين بزرگترين جنايتی بود كه آنها مرتكب شدند. ولی به هرحال اين قضيه مربوطه به ژاندارمری است و ماهيت موضوع چيز ديگری است و هيچ رابطه‏ای با شخص من ندارند.

 

 

 

 


نگاهی گذرا به آنچه گذشت و نتيجه1

دشمنان ما در كردستان آتش جنگ را روشن ساختند، با تكيه به ايدئولوژی مادّيگری و ضدخدايی خود و با اتكا به نيروهای اهريمنی ابرقدرت‏های غرب و شرق سعی كردند كه ايدئولوژی اسلام ما را به شكست بكشند. آنها انتظار داشتند و انتظار دارند كه از نظر فكری و ايدئولوژی بر ما پيروزی يابند و در اين راه به چيزهايی تكيه مي‏كنند كه انقلابيون ما به مراتب از آنها قوي‏تر و تواناترند و من در چند نكتة اساسی اين اختلافات را برای شما بازگو مي‏كنم تا بدانيد كه حق با كيست.

1- تكيه بر خلق‏ها و توده‏هـا
اين توطئه‏گران برای اثبات حقانيت خود به مطالبی تكيه مي‏كنند كه اولين آنها بر خلق‏ها و توده‏ها و ملت‏هاست. همانطور كه ديده‏ايد و در تبليغات آنها و نوشته‏های آنها و شب‏نامه‏هايشان به چشم مي‏خورد هميشه مي‏خواهند بگويند كه ما طرفدار خلق‏ها و توده‏ها هستيم و دولت، دولت ديكتاتوری و فاشيستی و ظلم و زور است كه مي‏خواهد خلق‏ها و ملت‏ها و توده‏ها را منكوب كند. اما همانطور كه مي‏دانيد در پاوه با فرمان تاريخی امام، هزاران نفر از ملت ما به حركت درآمدند و خود را به سنندج و كرمانشاه{باختران} رساندند و نشان دادند كه ملت طرفدار كيست. توده‏ها و خلق‏ها در كدام جهت حركت مي‏كنند كه با حركت خود اسطوره‏ خلق‏ها و ملت‏ها را كه شعار هميشگی آنها بود بكلی از بين بردند.


2- تكيه بر مبارزه ضداستعماري

دوم تكيه بر مبارزه ضداستعماری است، همانطور كه مي‏دانيد انقلابيون دنيا هميشه بر مبارزات ضداستعماری خويش تكيه مي‏كنند. از فلسطين گذر كنيد تا ويتنام، همه‏جا مي‏بينيد كه آنها بر مبارزه ضداستعماری خود افتخار مي‏كنند. اما در ايران مشاهده مي‏كنيد كه اين توطئه‏گران نوكران عراق‏اند، و عراق كثيف‏ترين و خبيث‏ترين دولتی است كه درحال حاضر در روزگار ما در خاورميانه وجود دارد. اينان نوكر چنين دولتی هستند و از چنين دولتی پول و اسلحه دريافت مي‏كنند و در مقابل با انقلابی به مبارزه برخاسته‏اند كه اين انقلاب مبارزة ضداستعماری خويش را در سرتاسر دنيا به ثبوت رسانده است. بر هيچ‏كس پوشيده نيست كه انقلاب مقدس ايران امريكا و دقيق‏تر، هر دو ابرقدرت را به لرزه درانداخته است، و امريكا را عاجز نموده است. رهبر بزرگ انقلاب ما دنيا را متحير و مبهوت ساخته است. بنابراين از نظر مبارزه ضداستعماری نيز مي‏بينيد آنها خلع‏سلاح شده‏اند.
3- تكيه بر ايدئولـوژي
سوم تكيه بر ايدئولوژی است. عادتاً انقلابيون دنيا به ايدئولوژی تكيه مي‏كنند، و متأسفم كه بگويم بزرگترين سازمان‏دهی انقلابی دنيا در گذشته ماركسيست‏ها بوده‏اند كه بر ايدئولوژی خويش تكيه مي‏كردند، به آن افتخار كرده و برای پياده كردن آن مجاهدت‏ها نموده‏اند. اما مي‏بينيم كه ايدئولوژی اين توطئه‏گران كه عده‏ای بر ماركسيسم تكيه مي‏كنند و عده‏ای ديگر بر قوميت، در عصر ما نيز ارتجاعی به حساب مي‏آيد و در مقابل ايدئولوژی نجات‏بخش اسلام بسيار كوچك و ناچيز است. اين دوران و قرنی است كه مكتب راستين و انقلابی اسلام اصالت و ارزش و برتری خود را بر ايدئولوژی منحط آنها اثبات كرده است و دنيا نيز اين حقيقت را كم‏كم مي‏پذيرد.

4- تكيه بر عدل و انسانيت
چهارم تكيه بر عدل و انسانيت و مبارزه با ظلم و ستم است، همانطور كه مي‏دانيد عادتاً انقلابيون دنيا سعی مي‏كنند كه از عدل و عدالت طرفداری كنند و با ظلم و ستم درآويزند. ولی مي‏بينيد اينان كسانی هستند كه به زور و تهديد مي‏خواهند منطقه را زير سيطره خويش درآورند. افكار شيطانی خود را به قدرت سلاح بر آنها تحميل كنند. آنگاه در مقابل مي‏بينيد كه انقلاب ما با چه انسانيتی با آنها رفتار كرده و مي‏كند، چگونه جهادسازندگی و جوانان و مهندسين و پزشكان را به آن حوالی مي‏فرستند تا برای آنها كارهای عمرانی به راه اندازد. ولی باز مي‏بينيد كه چگونه آنان جوانان بي‏گناه را به خاك و خون مي‏كشند يا به زندان مي‏اندازند و چه جناياتی مرتكب مي‏شوند.


5- تكيه بر ملت و وطن‏پرستـي
بيشتر انقلابيون دنيا به خاطر آزاد كردن سرزمين خويش از يوغ استعمار و دشمن خارجی دست به مبارزه مي‏زنند، كه در سراسر مبارزات انقلابی دنيا اين حقيقت بارز به چشم مي‏خورد. اما در مورد ايران و كردستان مي‏بينيد كه اينان تجزيه‏طلبند، و به عناوين مختلفه تحت شعارهای گوناگون از خودمختاری و استقلال و تجزيه برخلاف اين حقيقت بارز قدم برمي‏دارند، و اين پاسداران ما و سربازان ما هستند كه برای تماميت ارضی و استقلال ايران مبارزه مي‏كنند، و هميشه طرفدار وحدت و يكپارچگی وطن بوده‏اند، اين جنگ‏افروزان برنامه‏ای را پياده مي‏كنند كه كيسينجر و مستشرقين و همپالگي‏های شرقی آنها مدت‏ها قبل برای تجزيه و تقسيم اين منطقه پيشنهاد داده‏اند.


6- تكيه بر سلاح عليه دشمن
انقلابيون عادتاً اسلحه به دست مي‏گيرند تا دشمن خارجی را از وطن خود برانند، اما در اين مورد مي‏بينيم اينان از عراق، از خبيث‏ترين دشمن ايران اسلحه مي‏گيرند تا دولت مركزی خود را سركوب كنند، تا انقلاب اسلامی ما را بكوبند، تا يك‏چنين دشمن تبهكاری را شادكام نمايند.


7- تكيه بر فداكاری و شهادت
هفتم اصل تكيه بر فداكاری و شهادت است. عادتاً انقلابيون دنيا به شهادت و فداكاری تكيه مي‏كنند و اسلحه آنها شهادت است، و همه‏جا مي‏بينيد كه انتحاريون از خانه و كاشانة خود به سوی دشمن گسيل مي‏شوند و جان خويش را سپربلا مي‏كنند تا دشمن را به زانو درآورند. در مورد اين اصل مي‏بينيد كه اين پاسداران و سربازان ما هستنند كه به حربه شهادت مسلح شده‏اند، اينان هستنند كه فداكاری مي‏كنند، اينان هستند كه به استقبال شهادت مي‏روند و آنها از مقابل اينان مي‏گريزند. زيرا كه يك‏چنين فداكاری و آمادگی شهادت را در خود نمي‏يابند.
وای بر وقتی كه پاسداری در مقابل آنها قرار گرفته باشد، آنجا مي‏دانند كه اين پاسدار تا آخرين قطره خون خويش مي‏جنگد و تسليم آنها نمي‏شود و آنجاست كه مي‏بينيد حساسيتی شديد عليه پاسداران بوجود مي‏آيد. چون اينان مي‏روند و كوه را از سر راه خويش برمي‏دارند. در جنگ‏های گذشته‏ای كه در چندماه گذشته در كردستان بوقوع پيوست و در عرض 10 روز سرتاسر كردستان به تصرف ما درآمد، زيربنای آن فرمان امام و فداكاری و استقبال شهادتی بود كه از طرف سربازان و پاسداران بوقوع مي‏پيوست. هنگامی كه گروهی از سربازان و پاسداران به پيش مي‏تاختند آنها مي‏دانستند كه اينان از مرگ نمي‏هراسند و به استقبال شهادت آمده‏اند و بنابراين هيچ‏چيز راه آنها را سد نخواهد كرد، بنابراين مي‏ديديم با وجود نيروهای زياد خود از مقابل اين گروه مي‏گريختند و ميدان را خالی مي‏كردند.


8- تكيه به رهبري


هشتم تكيه به رهبری است. هنگامی كه به انقلاب‏های بزرگ دنيا توجه مي‏كنيد مي‏بينيد از نعمت رهبری بزرگ بهره‏مندند. از انقلاب فلسطين شروع مي‏كنيم كه ياسرعرفات رهبری آن را به عهده داشت. اگر كوبا را در نظر بگيريم كاسترو و چه گوارا فرماندهان و رهبران بزرگ آن به حساب مي‏آمدند. در ويتنام هوشی مين، پيرمردی كه انقلاب آنجا را رهبری كرد. و يا در روسيه شوروی لنين رهبر مدبرآن بود و در چين كه مائوتسه‏تونگ رهبر بزرگ آنبود كه چنين انقلاب بزرگی را رهبری كرده است. آنگاه به انقلاب ايران مي‏رسيم، انقلاب ايران و رهبر بي‏نظير آن امام‏خمينی، رهبری كه در دنيا بي‏سابقه است، رهبری كه اگر تمام رهبران ديگر دنيا را جمع كنيد به اندازه يك موی سر اين مرد هم نمي‏شوند. اين است رهبری انقلاب ايران.
آنگاه به كردستان برويد و رهبران آنها را درنظر بگيريد كه بهترينشان «ضدالدين‏يزيدي» است! آدمی است كه ساواكی است و اوراق ساواكی بودنش را دانشجويان در تهران و شهرستان‏ها پخش كرده‏اند. كسی كه به دنبال پول مي‏رود و خود را به ثمن‏بخس مي‏فروشد و آلت‏دست بيگانگان مي‏شود.
چه مقارنه‏ای بين اين رهبر و آن رهبر!! كه جای مقارنه نيست.
اينها اصولی است كه انقلابيون دنيا بر آن تكيه مي‏كنند و خود را انقلابی به حساب مي‏آورند، ولی هنگامی كه به كردستان رجوع مي‏كنيد واين عوامل و اين پارامترها را درنظر مي‏آوريد در قياس با انقلاب ايران صفر است، ناچيز است و اگر كسانی هستند كه در گوشه و كنار دنيا مي‏خواهند به آنها رنگ انقلابی بدهند سخت دراشتباهند. در يك‏طرف انقلابی عظيم كه ابرقدرت‏ها را به لرزه درانداخته است، انقلابی كه امريكا را به زانو درآورده است، انقلابی كه در سرتاسر خاورميانه موجی عليه امپرياليزم امريكا ايجاد كرده است، و از طرفی ديگر كسانی ه بازيچه دست عراق و امريكا و ساير دولت‏های بيگانه‏اند، كسانی كه برنامه‏های استعمار و صهيونيزم را پياده مي‏كنند. اين كجا و آن كجا! به راستی اگر كسی بخواهد مقارنه و مقايسه‏ای بعمل بياورد جای شرم و ننگ خواهد بود. راستی كيست كه جای پای صهيونيسم و امپرياليزم را در كردستان پيدا كنند؟ مگر ممكن است كه استعمارگران اين همه شكست و سرشكستگی را تحمل كنند؟ مگر ممكن است كه به سادگی همة منافع و مصالح خويش را از دست بدهند، و از توطئه دست بردارند؟ كيست كه نفهمد كه اغتشاش‏های كردستان فقط به نفع صهيونيست‏ها و امپرياليست‏ها است؟ كيست كه نفهمد همة اين توطئه‏ها برای اسقاط نظام انقلابی ايران بوجود آمده است؟ كيست كه نداند كه اين احزاب چپ‏نما آلت‏دست استعمارگرانند؟ هنگاميكه در مقابل اين حقيقت تلخ قرار مي‏گيريم كه عده‏ای شعبده‏باز و آلت‏دست بيگانه مي‏خواهند بر كردستان سيطره پيدا كند و دست به اعمالی مي‏زنند كه هر انسان منصفی را از شدت ناراحتی به لرزه درمي‏اندازد.


نتيجـه
تبليغات دشمن فرياد مي‏زند كه ارتش طاغوتی است، دولت فاشيستی است و ارتش آمده است كه برادران كرد را به خاك و خون بياندازد. اما مي‏خواهم به يك حقيقت تاريخی توجه كنيد. و آن اين كه مدت شش‏ماه ارتش در كردستان حضور نداشت، مدت شش‏ماه ارتش از پادگان‏هايش بيرون نيامده و اصولاً سپاه پاسدارانی در منطقه نبود و اين آنها بودند كه به شهرها و ده‏ها و پاسگاه‏ها و پليس و ژاندارمری و پادگان‏ها حمله بردند. آنها بودند كه مسلحانه به پادگان مهاباد حمله بردند، و اسلحه‏های سبك و سنگينش را دزديدند. از داخل پادگان مهاباد حتی يك گلوله به سمت آنها شليك نشد، اما آنها افسرانش را كشتند، و هجده تانك را به سرقت بردند، و توپ‏های سنگين زيادی را نيز به همراه خويش بردند. در جريان نقده مي‏بينيد بيش از ده‏هزار مسلح گردآورده‏اند و تظاهرات مسلحانه به راه انداخته‏اند و تمام اينها در غياب ارتش بود. اگر كسانی سوء‏نيت ندارند، در محيطی كه ارتش و سپاهی وجود ندارد، چه دليلی دارد كه مسلح شوند و اسلحه خويش را عليه برادران ديگر به كار اندازند. عده‏ای مي‏گويند اينان عليه پاسداران حساسيت دارند و پيشنهاد مي‏كنند كه پاسداران كرد محلی شئون شهرها را بدست بگيرند، اما توجه شما را به مريوان جلب مي‏كنم. در مريوان فقط 25 پاسدار محلی وجود داشت و هيچ پاسدار ديگری در آنجا حضور نداشت. ولی آنها حتی نتوانستند وجود بيست‏وپنج پاسدار مؤمن كرد را هم تحمل كنند! شهر را محاصره كردند و بيست‏وپنج پاسدار كرد را قتل‏عام نمودند تا مؤمنی به انقلاب اسلامی ايران در منطقه آنها باقی نماند. شايد بدانيد كه در شهرهای مختلف كردستان مكاتب قرآن و انجمن‏های اسلامی وجود دارد كه اينان غيرمسلح‏اند، و كار ايشان كار فكری و عقيدتی است، مكاتب قرآن كارشان فقط تفسير قرآن است، اما اينان به تمام مكاتب قرآن و انجمن‏های اسلامی حمله بردند و سازمان‏های آنها را درهم شكستند و مراكز آنها را به آتش كشيدند، و احياناً اگر كسی را در مركز يافتند به خاك و خون كشاندند. باز مي‏بينيد پاوه را نيز چنين كردند، در پاوه درست است كه 60نفر پاسدار تهرانی حضور داشتند. ولی 250 نفر پاسدار كرد محلی از شهر پاوه حفاظت مي‏كرد، هزاران نفر از اين توطئه‏گران پاوه را محاصره كردند و مي‏خواستند كه آنها را قتل‏عام نمايند. اين سؤال مطرح مي‏ِود در آنجا كه دولت و ارتش وجود نداشت و كسی جلوی تبليغات ايدئولوژيكی آنها را نگرفته بود، پس چرا حمله كردند؟ چون نمي‏خواستند هيچ‏كس، چه كرد محلی و چه مسلمان غيركرد، در اين مناطق آزادانه عقيده خود را انتخاب كند و از انقلاب اسلامی ايران دفاع نمايد. و چون منطق و فسلفه و ايدئولوژی آنها در مقابل اسلام و انقلاب اسلامی بسياربسيار ضعيف‏تر بود دست به سلاح بردند. زدند و كشتند و غارت كردند و بردند و در پايان فرياد برآوردند كه ارتش طاغوتی ما را كشت، ما را قتل‏عام نمود، زهی بي‏انصافي!
وقتی كه در مقابل حمله برق‏آسای ما نتوانسته تاب مقاومت بياورند، تقاضای مذاكره كردند و دولت پذيرفت. ارتش دستور داد كه سربازان دفاع تحركی نداشته باشند، حتی به شهرها وارد نشوند، تا حسن‏نيّت خويش را نشان دهد. اما مي‏بينيد فوراً هنگامی كه دولت چنين فرمانی را صادر مي‏كند آنها در مدخل شهر بانه بيش از سي‏وپنج نفر از افسران و سربازان را به خاك و خون مي‏كشند، هنگامی كه سربازان به خود اجازه نمي‏دهند كه به سوی مردم و به سوی شهر تيراندازی كنند، آنها بي‏رحمانه عدة زيادی را قتل‏عام مي‏نمايند. همه‏روزه مي‏بينيد كه در سنندج و مريوان و سقز و بانه و بوكان و شهرهای ديگر عده‏ای را مي‏گيرند، به زندان مي‏اندازند، به محكمه مي‏كشند و اعدام مي‏كنند. اين است نمونه‏های تلخی كه اينان از اين مذاكرات سوء‏استفاده كرده‏اند و مي‏خواهند كه سيطره نظامی خود را بر مردم شهرها تحميل كنند. اما همانطور كه گفتم برنامه دولت اين است كه سيطره اسلحه از شهرهای كردستان برافتد، بايد مردم كرد قادر باشند كه آزادانه عقايد خويش را بيان كنند، و هيچ‏كس امنيت و سلامت آنها را به خطر نياندازد. و به شما اطمينان مي‏دهم آنجا كه دولت و ارتش و سپاه اراده كند و تصميم بگيرد هركجا و در هر شهری نيروی آنها را در مدت بسيار كمی متلاشی خواهد كرد، و دوباره درس گذشته را كه برای آنها عبرتی بود تكرار خواهد نمود. اما انقلاب ما مي‏خواهد رسالت اسلامی ما را ارائه دهد، و رسالت اسلامی ما با صلح، با محبت و با برادری آغشته است.همانطور كه مي‏دانيد انقلاب اسلامی ما بدون سلاح پيروز شد، بزرگترين ارتش‏های دنيا را بدون سلاح به زانو درآورد، رمز پيروزی انقلاب ما ايمان و فداكاری بود، به استقبال شهادت رفتن بود، و انقلاب ما مي‏خواهد اين رسالت مقدس را با همان اسلوب پياده كند. آنها هستند كه جنگ و خونريزی را بر ما تحميل مي‏كنند، همانطور كه گفتم اگر نيروهای انقلاب اراده كنند در هر لحظه قادر خواهند بود كه نيروی دشمن را متلاشی كنند، اما هدف دولت و برنامه ارتش جنگ و خونريزی نيست، مگر آنكه جنگ را دشمنان و توطئه‏گران بر ما تحميل كرده باشند.ولی به شما و به همة ملت ايران تأكيد مي‏كنم كه اگر تماميّت ارضی ما و استقلال كشور مادر خطر افتد، تا آخرين قطره خون خويش مي‏جنگيم و توطئه‏گران را يا نابود كرده و يا به خارج مرزها مي‏رانيم، و به شما اطمينان مي‏دهم كه هر لحظه كه زمان اقتضا كند چنين برنامه‏ای را پياده خواهيم كرد، همچنانكه برای يكبار عملاً به همه دنيا و همه توطئه‏گران نشان داديم كه انقلاب اسلامی ما چنين قدرتی را دارد.
 

 

 

نيايـش

خدايا به شكرانه اين پيروزی بزرگ{پيروزی انقلاب اسلامي} خوش دارم كه هديه‏ای تقديم كنم، اما چيزی جز جان ندارم.از بهترين جوانان، حيات و هستی خويش را تقديم كردند، عده‏ای اموال خود را، عده‏ای كار و مصالح و منافع خود را.من از شدت سرور مي‏سوزم، مي‏لرزم، شرم‏زده‏ام، و نمي‏دانم ترا چگونه شكر كنم مي‏خواهم همه‏چيز خود را بدهم مي‏خواهم خود را قربانی كنم، با كمال اخلاص آنچه دارم تقديمن مي‏كنم مالی ندارم، ملكی ندارم، درويشم، بي‏چيزم، فقط قلبی سوزان دارم كه آن را تقديم كرده‏ام و جانم ناچيزتر از آن است كه برای تقديم آن بخواهم منتّی بگذارم- جانم كه چيزی نيست.
خدای من آمده‏ام، با همه وجودم با قلبم و روحم، آمده‏ام كه خود را قربانی راه تو كنم، آمده‏ام تا همه حيات و هستی خود را به شكرانه اين پيروزی بزرگ تقديم تو كنم.
من چيزی از تو نمي‏خواهم، من سرباز گمنامم، من درويشی سر و پا برهنه‏ام، و هنگاميكه چشم از جهان فرو مي‏بندم مي‏خواهم هيچ‏چيز نداشته باشم، مي‏خواهم تلاشم فقط به خاطر خدا باشد، مي‏خواهم از هر شائبه خودخواهی و خودبينی به دور باشم، مي‏خواهم بسوزم تا راه را روشن كنم، مي‏خواهم رسالت بزرگ اسلامی تحقق بپذيرد، و اين تحقق بزرگترين پاداشی است كه مرا خوشحال مي‏كند، راستی كه چه پاداشی بزرگتر از پيروزی محمدي(ص)، از گسترش عدل و عدالت، از سيطره انسانيت، از نفوذ حق و عدالت بر همه انسان‏ها است. خدايا به ما رحمت كردی و بزرگترين پيروزي‏ها را نصيب ما نمودی. ضعيف بوديم، متشتّت بوديم، از دشمن مي‏ترسيديم، در مقابل ابرقدرت‏ها به خود مي‏لرزيديم، اما تو از خدای بزرگ، بزرگترين ارتش‏ها را همچون برق در برابر آفتاب تموز آب كردی، بزرگترين طاغوت‏ها را معجزه‏آسا بر زمين كشاندی، همه گره‏های لاينحل را باز كردی، همه مشكلات راساده نمودی و حق را بر باطل پيروز كردی.
ای خدای بزرگ، برای آنكه انسان‏های پاك را تشويق كنی و برای آنكه ايمان به غيب را عملاً نشان دهی، برای آنكه ارزش و قدرت روح را به همه جهانيان بنمايانی، معجزه‏ها كردی، و هر كجا كه دشمن قدم گذاشت، باطلاق كردی تا پايشان به گل فرو رفت، و هر قدمی كه بر برداشتيم با آنكه همه آنرا خطا مي‏پنداشتند تو پيروزی نصيب ما كردی، تو همه مغزها و حساب‏ها را از كار انداختی، و راهی مستقيم و سريع و روشن در برابر مردم ما باز كردی.
خدايا ما را از گرداب خودخواهی و از گردباد مصلحت‏طلبی و از طوفان‏های هوي‏وهوس نجات ده و به ما قدرت ايثار عطا كن و بگذار كه لذت ايثار همه وجود ما را سيراب كند.
پروردگارا، ما را به قدرت ايمان و فداكاری توانا گردان و آن چنان قلب و روح ما را تسخير كن كه فقط به تو توكل كنيم و در برابر هيچ‏كس به خاك نيافتيم.
پروردگارا قلب ما را از عشق بسوزان، لبريز كن تاسوزش گلوله را در كام ما شيرين گرداند.
پروردگارا آن‏چنان ما را از دنيا و مافي‏ها بي‏نياز كن كه در قربانگاه عشق تو همچون ابراهيم مشتاقانه حاضر شويم، تا اسماعيل وجود خود را در راه هدف مقدست قربانی كنيم.
پروردگارا همراه با عشق سوزان به ما صبر و تدبير ده تا ناملايمات طريق را با گشاده‏رويی تحمل كنيم، و عجله ما در راه شهادت باعث كدورت خاطری نگردد.
پروردگارا آنچنان ما را جذب كن كه جز تو به تو نيانديشيم و جز تو را نخواهيم، و جز تو به سوی كسی نرويم، و همه خودخواهي‏ها و خودبيني‏ها را در مذبحه بارگاه تو قربانی كنيم.
پروردگارا تو بما عنايت كردی و پاسداری از اين انقلاب مقدس را به عهده ما نهادی بما فرصت‏ده كه تا آخرين قطره خون خود از اين انقلاب مقدس پاسداری كنيم.
پروردگارا تو بر ملت رحمت كردی و چنين انقلاب مقدسی را بما ارزانی داشتی، تو ما را شايستة پاسبانی اين نعمت كن. پروردگارا تو پرچم پرافتخار اسلام را به دست ما به اهتزاز درآوردی، ما را هدايت كن كه علي‏وار اين رسالت مقدس را پياده كنيم و حسين‏صفت در راهش جان‏بازی نمائيم.
پروردگارا بما آگاهي‏ده تا فريب دغل‏بازان و منافقين و تفرقه‏اندازان را نخوريم و اخلاق اسلامی و صوق و اخلاص انقلابی و وحدت مكتبی خود را حفظ كنيم.
پروردگارا پرچم پرافتخار انقلاب اسلامی ايران را بر فرق جهان به اهتزاز درآور و محرومين و مستضعفين دنيا را از زير سيطره ظلم و ستم نجات بده.
پروردگارا ظلم و ستم را به دست توانای جان‏بازان راه حق برانداز، و ظهور امام عصر(عج) را نزديك گردان تا عدل و عدالت برای هميشه در جهان گسترده شود.
پروردگارا كشور ما را از گرداب اين توطئه‏ها نجات‏ده و دشمنان انقلاب ما را رسوا و نابود گردان.
پروردگارا رهبر عاليقدر ايران را سلامت بدار و به او عمر طولانی و سلامتی كامل ارزاني‏دار.
آمين.
والسلام عليكم و رحمه‏ا.. و بركاته
 

 

پاوه

علت آشوب کردستان

 

شروع توطئه

 

برنامه دشمن

 

سِطره احزاب چپ بر کردستان

 

هدفها

 

توطئه سنندج

 

توطئه نقده

 

تصفِه آزادمردان

 

آذربايجان غربي

 

توطئه مريوان

 

پاوه انفجار بزرگ

 

پيش بينی فاجعه از طرف حزب دموكرات

 

انفجار چگونه آغاز شد

 

شروع توطئه

 

خانه پاسداران پاوه

 

سقوط هليكوپتر-مصيبت بزرگ

 

روزهای مصيبت بار

 

سرنوشت انقلاب در خطر سقوط

 

پاوه-نقطه عطفی در انقلاب

 

شب هولناك-شب قدر

 

مقاومت پاسگاه

 

خانه پاسدارن در پاوه

 

فرمان تاريخی امام

 

ملت به پا می خيزد

 

پاوه-رستاخيز انقلاب

 

شروع حركت انقلابي

 

ملت شريف و قهرمان ايران

 

شب نور

 

آزاد سازی نوسود

 

ادامه پيروزی ها

 

نيايش در كشاكش نبرد

 

ادعاهای گزاف

 

تاكتيك جنگهای ما در كردستان

 

فرار دشمن

 

آزادی سردشت

 

بازگشت ارتش به پادگان ها

 

حركت مجدد

 

فاشر تبليغاتی و تهديد نظاميان مبارز

 

سخنی با سربازان خود

 

تقاضای مذاكره

 

استمرار جنايت در حين مذاكره

 

در سالگرد رستاخيز پاوه

 

در پاوه

 

قسم نامه

 

 

 

 

پيرامون خودمختاری در كردستان


بارها در جلسات متعددی، چنر نفر صحبت از خودمختاری و تعيين سرنوشت توسط خودشان مي‏كردند. به آنها گفتم كه اگر اين اكراد به ايران و به اسلام و به انقلاب ما معتقد باشند، نه فقط كردستان را بلكه همه ايران را به آنها مي‏سپريم. چرا كه بايد فقط روی كردستان تكيه كنند، آنها حق دارند و ما حاضريم كه همه وطن را در اختيار آنها قرار دهيم، تا سرنوشت همه ملت را معين كنند، و در اداره امور همه نقاط شريك باشند. ولی اگر عده‏ای وابسته وابسته به سياست‏های خارجی، ضدانقلاب، ضداسلام، ضدايران بخواهند حتی يك‏ذره امتياز بدست آورند بشدت مخالفت خواهيم كرد. موافقت و مخالفت ما براساس قوميت نيست بلكه براساس ايدئولوژی و اعتقاد افرادی است كه شعاری را مطرح مي‏كنند،‌ مگر چريك‏فدايي‏خلق در تهران هنگامی كه شعاری را مطرح مي‏كند، به علت اينكه فارسی است شعار او را مي‏پذيريم؟
حتی چريك‏فدايي‏خلق هم در تهران، كه فارس است، شعاری را مطرح مي‏كند ما نمي‏پذيريم و پذيرش و عدم پذيرش مربوط به كرد و ترك و فارس نيست، بلكه مربوط به اعتقاد آنها به انقلاب و رهبری و استقلال كشور و ايدئولوژی اسلامی است و چقدر منحرف و پرت‏اند كسانيكه فكر مي‏كنند مشكل ما در كردستان يا نقاط ديگر، مشكل قومی است!عصر ما، عصر قوميت نيست، بلكه عصر ايدئولوژی است و خط مكتبی ما اساساً به همه قوميت‏ها به يك ديده نگاه مي‏كند، ‌فرقی بين كرد و فارس و ترك قائل نيست، اما مسئله ايدئولوژی بشدت مطرح است، كسی كه ضداسلام و ضدانقلاب اسلامی است، و يا وابسته به كشورهای خارجی است به هيچ‏وجه نبايد آزادی داشته باشد، و نبايد به او اختياری داد، زيرا او دشمن اين ايدئولوژی و استقلال كشور است و هر نوع امتيازی برای او برخلاف مصلحت مردم و استقلال اين آب و خاك است،‌ چه فارس باشد، و چه كرد، چه ترك! امروز عده‏ای ضدانقلابی و ضداسلامی و ضدايران خود را تحت شعار قوميت و مظلوميت مخفی مي‏كنند تا اين شعارهای احساسی را با زيركی تمام وسيله‏ای برای اجرای برنامه‏های شوم و خطرناك خود نمايند، و مردم نبايد فريب آنها را بخورند.در چنين شرايطی، كه مسئله مرگ و زندگی مطرح است، مسئله انقلاب و آزادی ايران در مقابل طاغوت‏ها و ابرقدرت‏ها اساسی است، عده‏ای دايه مهربان‏تر از مادر برای مليّت كرد و حقوق از دست‏رفته كرد و ستم‏های ملی كه بر آنها رفته است داد سخن مي‏دهند و توطئه مي‏كنند و آتش برمي‏افروزند، بي‏رحمانه بر بدن مجروح انقلاب ايران دشنه مي‏زنند، و از اين بدن خسته و كوفته حقوق و امتيازات مي‏خواهند!اين بدن خسته و مجروح هنوز بر پای خود قادر به ايستادن نيست، آنها مي‏خواهند كه نتيجه فقر و ستم ملی قرن‏های گذشته را فوراً جبران كنند! مي‏بينيد كه استعمار خارجی با چه ضربات مهلكی بر پيكر انقلاب اسلامی ما مي‏تازد، در چنين هنگامی آنها هم دم از حقوق ملی و مسائلی مي‏زنند كه ايجاد شكّ و ترديد در اصالت خواستشان مي‏نمايد.انقلاب ايران، با جنگ همه طبقات، همه نيروها، كوچك و بزرگ، زن و مرد، بوجود آمده و پيروز شده است.هم‏اكنون نيز ابرقدرت‏ها در مقابل انقلاب ايران به شدت موضع‏گيری كرده‏اند و همه مردم ما، كارگر، صاحب كار، دهقان، ملاك، سرباز و پاسدار، زن و مرد، همه به خاطر نجات خود از طاغوت‏ها مبارزه مي‏كنند، حيات همه در خطر است، سرنوشت همه دستخوش گرداب‏هاست، و بكلی بي‏معنی است كه كسی انقلاب را بكوبد به بهانه‏های موهوم كه طبقاتی محروم شده‏اند و امتيازاتی كسب نكرده‏اند!تصور كنيد! چقدر جای تأسف است كه تئوري‏های موهوم سبب شود گروهی بيايد و انقلاب ايران را تكفير كند و رهبران آن را بكويد، همه افتخارات اين انقلاب معجزه‏آسا را زير پا بگذارد. تصور كنيد چقدر مسخره است كه چريك‏های فدايي‏خلق از اصفهان و شيراز و مشهد مي‏آيند و كردهای مسلمان محلی مريوان و پاوه را مي‏كشند، آنگاه شعار مي‏دهند كه بر مليّت كرد ستم شده است، و كرد بايد بجنبد و ستم فارس‏ها را… از ملت كرد كوتاه كند!تصور كنيد كه چقدر مسخره است كه كردهای مسلمان مريوان و پاوه حق حيات در كردستان ندارند و بايد كشته شوند ولی چريك‏های فدايي‏خلق از مشهد و شيراز و اصفهان و تهران دارای سلطه و قدرت در كردستانند!تصور كنيد كه صدام‏حسين، دست‏نشانده امپرياليسم و صهيونيسم مورد اعتماد و محبت آنها قرار بگيرد، و امام‏خمينی، رهبر پاك و فداكار و بي‏نظير تاريخ مورد اتهام و هجوم آنها قرار گيرد.
تصور كنيد! اگر نظريات مجهول و پوچ سبب شود كه گروهی بيايد و مشكلات كردستان را نتيجه جنگ طبقاتی بين فئودال‏ها و كشاورزها بداند و توطئه‏های امپرياليستی اسرائيل و عراق و ابرقدرت‏‏ها را نديده بگيرد! و سيل اسلحه و پولی را كه از عراق به سوی كردستان جاری است نبيند، آنگاه با سرسختی اصرار داشته باشد كه فلان و بهمان فئودال‏ها را مسلح كرده‏اند و جنگ كردستان را بوجود آورده‏اند!تصور كنيد! چقدر مسخره است، كه چريك فدايي‏خلق كه معتقد به اسلام و انقلاب نيست و امام‏خمينی را مي‏كوبد، بيايد و برای نظام اسلامی مصلحت‏انديشی كند و راه راست نشان دهد و انتظار داشته باشد كه ملت مسلمان ايران حرف‏های آنها را بپذيرند!تصور كنيد كه مزدوران عراقی در كردستان آزادانه بروند و بيايند، اما يك ايرانی برای ورود به منطقه احتياج به پاسپورت (اجازه عبور) داشته باشد! ارتش و پاسدار ايرانی نتواند داخل بشود! اما برای جاسوس‏های اسرائيل و عراق… آزاد باشد.اگر برای قوميت و آزادی كردها مي‏چنگيد چرا كردها را تهديد مي‏كنيد! چرا كردی را كه با دولت اسلامی هم‏آهنگی مي‏كند اعدام مي‏كنيد؟ اگر از پشتيبانی كرد برخوردار بوديد كه احتياج به ترور و اعدام بي‏گناهان كرد نداشتيد. شما مجرميد. شما جنايت‏كاريد كه با زور و ترور و اعدام مي‏خواهيد سيطره شيطانی يك حزب دست‏نشانده را بر مردم كرد تحميل كنيد. شما مردم را آزاد بگذاريد تا فرياد مرگ بر اجنبي‏پرستان را از حلقوم كرد بشنويد. شما سلطه اسلحه را برداريد تا ببينيد كه مردم مؤمن كرد چگونه با همه وجود خود از انقلاب اسلامی ايران دفاع خواهند كرد.